استرس و مکانیزم های دفاعی
استرس هر چیزیست که شیوه معمول عملکرد ما را آشفته کند .
استرس میتواند مانند اضطراب و تکانهها از درون ما و یا مانند تروما و فشارهای مالی از بیرون نشات بگیرد.
همه ما شیوههای منحصر به فردی برای مقابله با استرس داریم که بعضی از آنها سازگارانهتر هستند .
ما از مکانیسمهای مقابلهای آگاه و ناآگاه برای سازگاری با استرس استفاده میکنیم ،مکانیسمهای مقابلهای ناآگاه را دفاع مینامیم.
بهبود شیوههای خاص ما در سازگاری با استرس یکی از اهداف اصلی روان درمانی تحلیلی است.
استرس هر چیزی است که شیوه معمول عملکرد ما را آشفته کند. این عوامل میتوانند از درون مانند اضطراب یا تکانهها یا از بیرون مانند تروما یا فشارهای مالی باشند.
افراد میتوانند در سازگاری با استرس دچار مشکل شوند .اگر سطح استرس بسیار بالا باشد. یا اینکه به طور مداوم در رویارویی با استرس مشکل داشته باشند.
مکانیزمهای مقابلهای آگاه و ناآگاه:
هر سیستمی شیوههای خاص خود را برای مقابله با استرس دارد . سیستمهای الکتریکی طوری برنامهریزی شدهاند که به محض داغ شدن بیش از حد خاموش میشوند ،حیوانات خود را به مردن میزنند و نوزاد گرسنه گریه سر میدهد . ذهن ما نیز شیوههایی برای رویارویی با استرس دارد که برخی از آنها سازگارانهتر هستند.
سازگاری ما با استرس میتواند آگاه یا ناآگاه باشد. گاهی اوقات ،خودآگاهانه به خودمان میگوییم
“این برای من زیاد است نمیتوانم همین الان در موردش فکر کنم “
اما اغلب اوقات این سازگاریها ناخودآگاه هستند و بدون آگاهی ما به اجرا در میآیند.
اغلب سازگاریهای ناآگاه را مکانیزمهای دفاعی مینامیم .مکانیزمهای دفاعی خارج از آگاهی ما عمل میکنند تا ما را از اضطرابها و احساسات درونی که خطر برآشفته کردن ما را دارند و همچنین از استرسورهای بیرونی که ممکن است از توان مقابله ما فراتر بروند محافظت کنند.
دفاعها چگونه میتوانند ناسازگارانه باشند؟
اغلب شیوههای منحصر به فرد ما در سازگاری با استرس ،خود موجب بیماری میشوند .برای مثال شخصی که در جمع ،مضطرب است ، احتمال دارد مشخصاً از مردم اجتناب کند و این امر موجب تنهایی مزمن برای او شود .
فردی که ضایعه شدیدی را متحمل میشود ،احتمال دارد مکرر دچار گسستگی روانی شود که توانایی او را در تفکر، احساس و تعامل به شیوه مداوم و با معنا با دیگران مختل میکند.
قبل از تلاش برای تغییر مکانیزمهای مقابلهای فرد، مهم است به یاد داشته باشیم ، دفاعهایی که موجب مشکلاتی در بزرگسالی میشوند ،زمانی در کودکی سازگارانه بودند. دو نیمه سازی موجب میشود که کودک در مورد والدی بسیار ناکارآمد احساسات خوبی داشته باشد. و گسستگی روانی ،قربانیان کوچک آزار و اذیت را از برآشفته شدن به واسطه وحشت محافظت میکند.
وضعیتهایی را مرور میکنیم که دفاعها میتوانند ناسازگارانه باشند.
دفاعهایی که میزان زیادی انرژی ذهنی مصرف میکنند:
گاه اوقات ،ترفندهایی که برای اجتناب از برآشفته شدن به وسیله استرسهای درونی و بیرونی به کار میبریم، آنچنان انرژی ذهنی زیادی نیاز دارند که توانایی کمی برای استفاده از کارکردهای حیاتی دیگر باقی میگذارند .مثالهای آن گسستگی روانی و فرافکنی است.
دفاعهایی که توانایی ما را در برقراری روابط ارضا کننده دوجانبه با دیگران محدود میکند:
اگر تنها راهی که بتوان برآشفته شدن را به تاخیر انداخت ،دو نیمه سازی باشد – یعنی دیدن برخی افراد به صورت همه خوب و برخی دیگر به صورت همه بد – ممکن است کاهش بار استرس درونی ، به بهای از دست دادن روابط پربار با دیگران انجام شود. دفاعهایی از نوع دو نیمهسازی آرمانیسازی بیارزش سازی و همانندسازی فرافکنانه است.
دفاعهایی که توانایی ما را در تجربه احساسات محدود میکند:
آگاهی از احساسات در توانایی شناخت خودمان و داشتن رابطه با دیگران مهم است ،بنابراین دفاعهایی که ما را از احساساتمان قطع میکنند مثل جداسازی عاطفه و عقلانیسازی و دفاعهایی که احساسات خاصی را به منظور اجتناب از مقابله با احساسات دیگر بزرگ جلوه میدهند احساساتی بودن مفرط میتوانند مشکلات کارکردی در بسیاری حوزهها به وجود آورند.
دفاعهایی که بسیار انعطاف ناپذیر هستند:
همه سیستمها باید لحظه به لحظه در پاسخ به تغییرات محیطی توانایی تغییر سازگاریها را داشته باشند همین امر در مورد دفاعها نیز صادق است استفاده از دفاع یکسان بدون در نظر گرفتن موقعیت میتواند بسیار ناسازگارانه باشد.
دفاعهایی که خود تخریبگر هستند:
شاید دفاع خود – تخریب گر، ترکیب متناقضی به نظر برسد ،اما بسیاری از دفاعها چنین هستند. برون کنش نمایی ،مانند زیادهروی در خوردن و نوشیدن، پاکسازی مزاج ،خودزنی ، رفتار جنسی پرخطر ، مثالهایی از این نوع دفاعها هستند. این اعمال ممکن است به طور موقت ،اضطراب یا عواطف برآشفته کننده را کاهش دهند ،اما این کار به طریقی که احتمالاً برای فرد خطرناک و مضر است، انجام میشود.
دفاعهایی که منجر به ناراحتیهای جسمانی میشود:
جسمانی سازی و تبدیل ،با تبدیل کردن استرسهای هیجانی به ناراحتیهایی جسمانی که اغلب منجر به بیماریهای شدیدی میشوند ،با این استرسها کنار میآید.
یکی از اهداف اصلی روان درمانی تحلیلی کمک به افراد در سازگاری کارآمد با استرسورهای درونی و بیرونی است.
این سازگاریها یا مکانیزمهای مقابلهای میتوانند خودآگاه یا ناخودآگاه باشند تنها وقتی که ناخودآگاه باشند به آنها دفاع میگوییم.
چطور میفهمیم که مکانیزمهای مقابله ناسازگارانه در جریان هستند؟
علائم بیماری در جسم ، احساس رنج ، مشکل در رابطه با دیگران.، فهم و درک وجود تعارضات و دو سوگرایی در زندگی روزمره.
مراجعه به روانکاو و کمک تخصصی میتواند بسیار بسیار کمک کننده باشد.
منبع مقاله: روان درمانی تحلیلی راهنمای بالینی .
نویسندگان: کابانیس، چری ، داگلاس ، شوارتز.
شروع گفتوگو
اگر این متن به تجربه شما نزدیک است، میتوانید برای هماهنگی جلسه اولیه از طریق تماس یا واتساپ اقدام کنید.

