رشک ورز نمیتواند کمکی را بپذیرد!
رشک ورز نمیتواند کمکی را بپذیرد چون نمیتواند تحمل کند چیزی به او داده شود.
کارل آبراهام از بیمارانی حرف میزند که تحمل گرفتن آنچه را روانکاو به آنها عرضه میکند، ندارند.
معمولاً ایندست بیماران بهجای برقراری رابطه انتقالی با پزشکشان با آن انطباق هویت میکنند.
یعنی بهجای اینکه وارد رابطهای نزدیکتر با او بشوند، خودشان بهجای او میگذارند.
آنها علائق پزشکی را از آن خود میکنند و بهجای اینکه اجازه دهند تا تحلیلها همچون روشی درمانی به کارشان بیاید، دوست دارند سر خودشان را با تحلیل روانکاوانه بهمثابه یک علم گرم کنند.
معمولاً نقشها در رابطه جابجا میکنند.
درست مثل بچهای که نقش پدر را بازی میکند.
آنها با ارائهی نظراتی دربارهی روانرنجوری های خودشان، که فوقالعاده آنها را جالب توجه میدانند و تصور میکنند علم با تحلیلهای آنها بهطور خاصی غنا مییابد، بهزعم خود پزشکشان را هدایت میکنند. . .
بهویژه، تمایل دارند از پزشکشان پیشی بگیرند و استعداد و دستاوردهای روانکاوانهی او را کوچک شمارند، ادعا میکنند میتوانند این کار را بهتر از او انجام دهند. . .
در همه اینها بیشک عنصر رشک به چشم میخورد.
شروع گفتوگو
اگر این متن به تجربه شما نزدیک است، میتوانید برای هماهنگی جلسه اولیه از طریق تماس یا واتساپ اقدام کنید.

