Quality Life — Dr. Golnoosh Ebrahimiدرخواست وقت
عشق یا ارتباط آسیب زا

عشق یا ارتباط آسیب زا

روابط۵ دقیقه مطالعه۲۰۲۲-۰۷-۱۰
این نسخه MVP از تصاویر دسته‌بندی به‌عنوان کاور موقت استفاده می‌کند. بعداً کاور اختصاصی هر مقاله در همین مسیر جایگزین می‌شود.

گیر افتادن در ارتباطی آسیب‌زا نشانه و هشدار مهمی برای ماست.
جدا از این‌که بدونیم افراد آسیب‌رسان چه خصوصیاتی دارند و چه‌جوری می‌تونیم بشناسیمشون و دوری کنیم از ارتباط با این افراد، بهتره بدونیم چه تعریفی از عشق درست و چه ارتباطی سالم تلقی می‌شه تا سعی کنیم عشقی سالم را بخواهیم و رقم بزنیم، لازمه خودمون رو بشناسیم و الگوی دل‌بستگی را بررسی کنیم.

لازمه نسبت‌به الگوهای ارتباطی خودمون آگاه باشیم و بدانیم چه اتفاقی دارد می‌افتد در روانمون که دائماً جذب افرادی آسیب‌رسان می‌شویم و وابسته و مطیع رفتار می‌کنیم و نمی‌توانیم از این ارتباط بیرون بیاییم و خواسته‌ها را قاطعانه و با صراحت بیان کنیم که چه ترس‌ها وگره هایی در روان ما مارو جایی در تاریکی ناهشیار مون قفل کرده و اجازه پیشروی به سمت شکل دادن و تجربه ارتباطی سالم و عشق حقیقی نمی‌دهد.

گاهی گره‌هایی در وجود ما هست که در ناهشیار ما تثبیت‌شده .گذشته و آسیب‌هایی در وجودمان رخنه کرده که روزی خواستیم روشون سرپوش بذاریم و فراموش‌شان کنیم چون درد زیادی برامون به‌همراه داشتن دردهایی که روزگاری توان تحملش را نداشتیم

خواستیم فراموش کنیم اما این اتفاق نیفتاد و اون در دیده نشده و مدفون در ناهشیار مون سعی داره هر بار توجه ما را به خودش جلب کند.

چطور؟
با الگویی آشنا از آسیب که در ما شکل‌گرفته.
ناهشیار ما هربار با پیدا کردن اون الگو در دنیای بیرون با شکل دادن ارتباط با آدم‌هایی که اون الگوی آسیب رو برامون تکرار می‌کنن سعی داره بهمون یادآوری کنه که چیزی وجود داره و تا به یادش نیارین ،تجربه‌اش نکنیم ،تمام نمی‌شود.
الگوی آسیب‌زایی که در دوران رشد مون شکل گرفته و صرف این‌که آشنا هستند جذبشون می‌شیم و برای بارها توی تله شون می‌افتیم و انتخابشون می‌کنیم .انگار هر بار تلاش می‌کنیم تکرار کنیم تجربه آسیب‌زای گذشته رو به این امید که این‌بار دیگه اون اتفاق نمی‌افتد و این‌بار نتیجه متفاوتی رقم می‌خوره.
این‌بار دیگه همه‌چیز خوب پیش میره و به هدفمون می‌رسیم و بالاخره می‌تونیم آسیبی که در وجودمون حل‌شده اما تمام نشده ،وجود داره ،زنده‌ست و نفس می‌کشه رو فراموش کنیم.
یک‌جور اجبار به تکرار به هدف دستیابی به نتیجه‌ای متفاوت و خوب نتیجه‌ای که کنترل داریم بهش و دیگه اجازه نمی‌دیم آزارمون بده.
اما متأسفانه هر بار خسته‌تر از قبل ناامید می‌شیم و می‌بینیم داریم در باتلاق این اجبار غرق می‌شیم و نتیجه هر بار تکرار همان آسیب قدیمی و تازه شدن همان زخم قدیمی. . . هیچ‌چیز تغییر نمی‌کند
گذشته‌ی دردناک و مدفون‌شده در ناهشیار را تا به یاد نیاریم و تجربه‌اش نکنیم تموم نمی‌شه

تا الگوی آسیب‌زا را نبینیم و بهش آگاه نشیم مدام تکرار می‌شه. . . ما رنج رو ادامه می‌دیم. . .
ما هربار ارتباطی آسیب‌زا و پارتنر آزارگر را انتخاب خواهیم کرد و این رنج تمومی نداره مگر این‌که گذشته رو به یاد بیاریم و الگوی مخرب را شناسایی کنیم.
و حقیقت اینه که حل‌وفصل گذشته، شناخت گره‌ها و آشنایی و آگاهی از الگوهای آسیب‌زای ما جز در ارتباطی امن و جز در اتاق درمان به کمک درمانگری امر اتفاق نمی‌افتد.
ما در ارتباط آسیب دیدیم و ناامنی را تجربه کرده‌ایم پس لازم داریم در ارتباط هم ترمیم بشیم و امنیت را دریافت کنیم.
مهمه بدونیم تصوراتمون از عشق و رابطه و خودمون تا چه حد به واقعیت نزدیک چقدر درگیر فانتزی‌های ماست!
فانتزی‌های ما می‌تونن در ذهن‌مون وجود داشته باشند اما مهمه بتونیم از واقعیت تمیزشون بدیم و با این ناکامی روبرو بشیم و تحملشون کنیم که قرار نیست فانتزی‌های ما تماماً به واقعیت تبدیل بشن و ما اون‌ها رو زندگی کنیم.
مهمه حواسمون باشه که آدم‌های دنیای واقعی ، نه خوب مطلق هستند نه بد مطلق.
لازمه بپذیریم ما مجموعه‌ای از نقایص و خوبی‌ها هستیم به‌صورت یک کل یکپارچه

و شرمگین نباشیم از نقایص مون که ذات وجود انسانی ما هستند.
اگر خودمون به این پذیرش کل یکپارچه از خود برسیم لازم نداریم از شرم ندیدن بخش‌های بدمون فقط و فقط ستایش بشنویم از بخش‌های خوبمون.

یادمون باشه کسی که ما را به‌صورت یکپارچه نمی‌بینه و یک روز تنها خوبی مطلق مارو می‌بینه ،می‌تونه روز دیگه چشم ببنده به خوبی‌های ما و همه اون‌ها رو فراموش کنه و فقط نقایص بدی‌ها و ایرادات رو ببینه و اگر برای خوبی مطلق بودنمون ستایشمون کرده حالا با نفرت تمام تحقیرمون کنه برای بدی‌ها و نقص‌ها مون.
ما آدم‌ها در لحظه نه خوبی مطلق ونه نقص مطلق هستیم بلکه مجموعه‌ای هستیم از تمام ویژگی‌های انسانی
هیچ‌کدوم از ما نه سیاهی مطلقیم نه سفیدی مطلق.
دوست من همه ما لازم داریم با خود یکپارچه مون به صلحی درونی برسیم تا احتیاج نداشته باشیم فقط خوبی مطلق باشیم و از نقایص مون شرمگین باشیم، تا آدمی را هم جذب کنیم که ما رو پاره‌پاره می‌بینه یک روز یک تکه خوبی بار دیگر تکیه بدی مطلق.


بنابراین اگر از من بپرسی عشق چیه و عاشق کیه می‌گویم:
عشق آنست و عاشق آنی اگر
صبورانه یکپارچه ببینش

صبورانه یکپارچه بخواهی ….صبورانه یکپارچه کافی بدانی……
آن که تکه پاره‌هایت را می‌بیند و می‌خواهد عاشق نه، هوسران است…..
هر بار پاره‌ای از تو را دیوانه‌وار خواهد خواست…
چنان‌که تقدیمشان کنی، الهه درباری و چنان‌که فرمان نبری، خائنی به امنیت دربار همایونی…….
فرق عشق و هوس در یکپارچگی است
و یکپارچگی همه‌چیز است اگر بدانید…………

شروع گفت‌وگو

اگر این متن به تجربه شما نزدیک است، می‌توانید برای هماهنگی جلسه اولیه از طریق تماس یا واتساپ اقدام کنید.