Quality Life — Dr. Golnoosh Ebrahimiدرخواست وقت
روابط

روابط

روابط۷ دقیقه مطالعه۲۰۲۳-۱۱-۲۰
این نسخه MVP از تصاویر دسته‌بندی به‌عنوان کاور موقت استفاده می‌کند. بعداً کاور اختصاصی هر مقاله در همین مسیر جایگزین می‌شود.

برای بیشتر افراد توانایی داشتن روابط معنادار با دیگران عامل اساسی در چگونگی کارکردشان در دنیاست. هدف اصلی روان درمانی تحلیلی کمک به فرد برای ایجاد روابط ارضا کننده دوجانبه با دیگر افراد است.
مداخلات حمایتی می‌تواند به بیمارانی کمک کند که مشکل آنها در ارتباطات برخواسته از مشکلاتی در همدلی ،ذهنی سازی، درک سرنخ‌های اجتماعی است.
با اینکه برخی افراد تنها بودن را واقعاً ترجیح می‌دهند، اما بیشتر افراد احساس می‌کنند که زندگی‌شان در تعامل با دیگران غنای بیشتری دارد. انواع ارتباطاتی که ما با یار ،همکار، دوستان و اعضای خانواده داریم متفاوت ،ولی همگی مهم هستند.
به طور کلی انسان‌ها می‌خواهند کسانی را داشته باشند که دوستشان بدارند و از سوی آنها دوست داشته بشوند، با این حال دلایل بسیاری وجود دارد که موجب می‌شود افراد نتوانند روابط ارضا کننده دوجانبه‌ای را که خواهان آن هستند به دست بیاورند.

یکی از عمده‌ترین دلایلی که افراد را به روان درمانی می‌آورد، مشکلات آنها در روابط است و روان درمانی تحلیلی درمان خوبی برای رفع این مشکل است.

کمک به افراد در مورد مسائلی که موجب بروز مشکل در روابطشان می‌شود یکی از اهداف اصلی روان درمانی تحلیلی است.
شناخت مشکلات در روابط به هر شکل و میزانی بروز می‌کنند.
در اینجا چند شکایت اصلی که نشان دهنده وجود مشکلات ارتباطی است آورده می‌شود:

  • به نظر می آید نمی‌تونم با همکارانم خوب تا کنم.
  • هیچ آدم خوبی وجود ندارد.
  • دو ساله که باهاش دوستم ولی مطمئن نیستم که بخوام باهاش ازدواج کنم.
  • مادرم منو دیوانه می‌کند.
  • پدرم آزارم می‌دهد.
  • هیچ دوست صمیمی ندارم.
  • دخترم دیگه با من حرف نمی‌زند.

تنهایی، مشکل در تعهد ،شکایت داشتن از عزیزان جر و بحث‌های مکرر و دلسرد شدن از دیگران همه به وجود مشکلات بین فردی اشاره دارند.
هر کسی ممکن است با فرد دیگری به مشکل برخورد کند، اما اگر یک فرد پیوسته در روابطش مشکل دارد ،باید گوش به زنگ احتمال وجود یک مشکل ادامه‌دار در کارکرد عاطفی فرد باشیم.

به طور کلی پی بردن به این موضوع که فرد دارای مشکلات بین فردی است کار مشکلی نیست. چالش پیش رو تعریف نوع مشکل است ،برخی افراد می‌توانند رابطه برقرار کنند اما به دلیل فانتزی‌ها و انتظارات ناخودآگاه در مورد برخی از این رابطه‌ها با مشکل مواجه می‌شوند.

از طرف دیگر برخی افراد مهارت‌های لازم برای برقراری هیچ گونه رابطه موفقیت آمیزی را ندارند. بیایید نگاهی به این دو مشکل بیندازیم.
– انتظارات ناخودآگاه از دیگران.
– فانتزی‌های ناخودآگاه در مورد آنها.
در طول دوران رشد تعاملات اولیه کودکان با افراد مهم در محیطشان تاثیری ماندگار بر نحوه تعاملشان با دیگر افراد در سراسر زندگی می‌گذارد. افرادی که دوست داشته شده‌اند و از آنها مراقبت شده است یاد می‌گیرند که این انتظار را از دیگران نیز داشته باشند، اما افرادی که مورد آزار و اذیت و بی‌توجهی قرار گرفته‌اند یاد می‌گیرند که انتظار رفتار بد را داشته باشند. این انتظارات حتی اگر فرد از آن آگاه نباشد هر تعاملی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. ما تحت تاثیر وقایعی هستیم که در گذشته در رابطه با دیگران برای ما اتفاق افتاده است، اما همینطور تحت تاثیر وقایعی هستیم که امیدواریم اتفاق بیفتد.
فانتزی‌های ما در مورد افراد زندگی کودکیمان می‌تواند در ناخودآگاه ما ادامه داشته باشد و انتخاب‌های ما را در روابط بزرگسالی تحت تاثیر قرار دهد. مانند همه فانتزی‌های ناخودآگاه این فانتزی‌ها از آگاهی به دور می‌مانند ،زیرا موجب شرم، اضطراب و دیگر احساسات شدید ناخوشایند می‌شوند.
اگر افراد از نیازهای ناخودآگاه خودشان بی‌خبر باشند قادر نخواهند بود افرادی را انتخاب کنند که با آنها رابطه ارضا کننده دوجانبه‌ای داشته باشند. برای مثال یک فرد ممکن است به طور خودآگاه آرزوی مستقل بودن و خودمختار بودن داشته باشد اما به طور ناخودآگاه آرزوی مراقبت شدن داشته باشد، ممکن است فردی به طور آگاهانه آرزوی مراقبت شدن داشته باشد اما به طور ناخودآگاه احساس کند لیاقت آن را ندارد و انتظار طرد شدن از سوی دیگران را داشته باشد.

در هر دو مورد این فرد ممکن است به طور مدام یک شریک عشقی غیر مراقبت کننده را انتخاب کند که به سرعت او را دلسرد می‌کند.
هرجا که به نظر می‌رسد انتظارات بین فردی با داده‌های عینی همخوانی ندارد، می‌توان متوجه شد که انتظارات و فانتزی‌های ناخودآگاهی در ارتباط با دیگران فعال هستند.

مشکل در حوزه کارکرد اجتماعی

برخی افراد می‌دانند چگونه با دیگران تعامل داشته باشند ولی توانایی تعامل آنها به وسیله انتظارات و فانتزی‌های ناخودآگاه محدود می‌شود ،برخی دیگر به دلیل ضعف‌هایی در کارکردهایشان نمی‌توانند رابطه برقرار کنند.
توانایی داشتن رابطه با دیگران یکی از ابعاد مهم کارکرد در نظر گرفته می‌شود.

اما زیر کارکردهای مهمی هم وجود دارد که برقراری روابط سالم را ضروری می‌کند.

توانایی همدلی
توانایی دیدن زندگی از چشم شخصی دیگر است. برای برقراری روابط ارضا کننده دوجانبه و سالم با دیگران باید توانایی انجام این کار را داشته باشیم. بدون این توانایی نمی‌توانیم بفهمیم که دیگران دنیا را چگونه می‌بینند. همدلی به ما کمک می‌کند که بدانیم چگونه از عزیزانمان مواظبت کنیم. چگونه دوستانمان را در موقع رنج و عذاب تسکین دهیم و چگونه اختلافات بین فردی را حل کنیم. افراد فاقد همدلی به طور کلی افرادی مجذوب خود حق به جانب و از لحاظ عاطفی دور هستند. همه این صفات به توانایی متصل ماندن در رابطه با دیگران آسیب می‌رساند.

توانایی تشخیص نشانه‌های اجتماعی

انسان‌ها هنگام تعامل، علامت‌های کلامی و غیر کلامی با یکدیگر رد و بدل می‌کنند، که سطح علاقه فاصله ترجیح داده شده فیزیکی و عاطفی و نحوه و زمان پایان تعامل را نشان می‌دهد.
اگر فردی نتواند این علامت‌ها را تشخیص دهد ناگزیر در برقراری ارتباط با دیگران با مشکل مواجه می‌شود.

خجول بودن سرشتی

با اینکه همیشه دلیل آن معلوم نیست اما برخی افراد از دیگران اجتماعی‌تر هستند. می‌توان گمان کرد که خجول بودن یک فرد نتیجه خود بازداری‌ها یا یک اختلال اضطرابی است.

راهبردهای درمانی

راهبردهای درمانی همه در ارتباط با یک روانکاو که درمانگر است معنا می‌شود. یکی از مهمترین شیوه‌هایی که می‌توان به بیماران در بهبود روابطشان با دیگران کمک کرد ،فراهم کردن امکانی برای شکل دادن رابطه جدیدی با ما درمانگران است.
با اینکه چارچوب درمانی مرزهایی را مشخص می‌کند ولی رابطه درمانی برای بیماران بسیار مهم است.
برای بسیاری رابطه با درمانگر رابطه کاملاً جدید است ،برای اولین بار آنها در زندگی فردی را دارند که همواره قابل اطمینان با ملاحظه غیر قضاوت کننده است، می‌تواند عواطف را در برگیرد در مقابل عواطف منفی مقاومت کند و آماده کمک است.
داشتن چنین رابطه‌ای در تضاد با انتظارات ایشان از دیگران قرار می‌گیرد و روزنه‌ای برای امکان تکرار این رابطه به وجود می‌آید.

هنگام کار به روش حمایتی وجود چنین رابطه‌ای خود می‌تواند درمانی باشد.
هنگام کار به روش آشکار کننده شیوه‌ای که روابط جدید انتظارات موجود را تغییر می‌دهند، می‌تواند مورد تعبیر قرار گیرد.
علاوه بر خود رابطه درمانی ،هم راهبردهای حمایتی و هم آشکار کننده می‌تواند در بهبود روابط موثر باشد.
راهبردهای حمایتی اعم از مداخلات فراهم کننده برای بهبود روابط مثل توصیه کردن ،تصحیح ادراکات نادرست، تقویت، پیشنهاد کردن راه‌های جانشین برای دفاع‌ها و رفتارهای ناسازگارانه یاری رساندن به کارکردهای تضعیف شده مربوط به روابط.
پیگردی راه‌های جانشین تفکر و درک تعاملات به همراه هم، تفکر در مورد نتایج یک رفتار قصد شده به همراه آن.

راهبردهای آشکار کننده
تعبیر جنبه‌هایی از روابط بیمارانمان با دیگران. تعبیر جنبه‌های از روابط بیمارانمان با ما انتقال تعبیر روانکاو باعث می‌شود درک بیمار از فانتزی ناخودآگاهش عمیق‌تر شود.
تعبیر کمک می‌کند درمانگر انتظارات ناخودآگاه بیمار را بفهمد و انتقال دهد بیمار این الگو را بشناسد و تصور کند که در واقع می‌تواند انتظارات متفاوتی از محیط داشته باشد.
امید این است که بیمار بتواند با دیدن عدم همانندی رفتار درمانگر با آنچه عموماً از سوی افراد دیگر در محیط انتظار می‌رود به تدریج بر انتظارات ناخودآگاهش بازنگری داشته باشد.
مانند تغییر ادراک خویشتن این امر را می‌توان فعال سازی دوباره رشد دانست.

منبع: کتاب روان درمانی تحلیلی
نویسنده: کابانیس ،داگلاس،شوارتز

شروع گفت‌وگو

اگر این متن به تجربه شما نزدیک است، می‌توانید برای هماهنگی جلسه اولیه از طریق تماس یا واتساپ اقدام کنید.