روابط خارج زناشویی
روابط با ابژه (Object Relations) یکی از مفاهیم اساسی در روانکاوی است که بر چگونگی شکلگیری و تأثیرگذاری روابط انسانی تأکید دارد. این نظریه که توسط روانکاوانی چون ملانی کلاین، دونالد وینیکات، و اتو کرنبرگ توسعه داده شد، به بررسی تأثیر روابط اولیه کودک با مراقبان (معمولاً والدین) بر روابط آتی در بزرگسالی میپردازد. در این چارچوب، روابط خارج زناشویی یا Extramarital بهعنوان نوعی اختلال یا انحراف در الگوهای روابط با ابژه تحلیل میشود. در ادامه، این موضوع با جزئیات بررسی میشود.
۱. روابط با ابژه
الف) تعریف روابط با ابژه
در روانکاوی، ابژه به هر چیزی اطلاق میشود که به موضوع میل یا رابطه تبدیل شود. در این نظریه، روابط اولیه کودک با مادر (یا مراقب اصلی) بهعنوان الگویی برای روابط آینده در بزرگسالی عمل میکند. تجربیات مثبت یا منفی در این روابط اولیه بر نحوه برخورد فرد با صمیمیت، اعتماد و دلبستگی تأثیر میگذارد.
ب) ساختارهای درونی و تأثیر آن بر روابط
روابط اولیه، ساختارهای روانی درونی مانند ابژههای درونیشده (internalized objects) را شکل میدهند. افراد در بزرگسالی ممکن است الگوهای رفتاری و هیجانی خود را براساس این ابژههای درونیشده بازتولید کنند.
ج) روابط نارس و آسیبزا
اگر روابط اولیه کودک با مراقب شامل بیتوجهی، طرد یا سوءاستفاده باشد، فرد ممکن است در بزرگسالی دچار مشکلاتی مانند ترس از صمیمیت، بیاعتمادی، یا جستجوی تأیید مداوم در روابط شود.
۲. روابط خارج زناشویی از منظر روانکاوی و روابط با ابژه
الف) خیانت بهعنوان بازتولید روابط اولیه
افرادی که وارد روابط خارج زناشویی میشوند، ممکن است به دنبال بازسازی یا جبران نیازهای برآوردهنشده دوران کودکی باشند. برای مثال:
فردی که در کودکی دچار طرد شده است، ممکن است در بزرگسالی به دنبال تأیید دائمی از سوی دیگران باشد.
فردی که صمیمیت را با خطر یا آسیب مرتبط میداند، ممکن است از طریق روابط خارج زناشویی سعی کند از تعهد عاطفی اجتناب کند.
ب) روابط دوگانه (Splitting)
بر اساس نظریه ملانی کلاین، افراد ممکن است برای مقابله با تعارضات درونی، به دوگانهسازی یا تفکیک ابژهها (splitting) متوسل شوند. در روابط زناشویی، این میتواند به این شکل بروز کند که شریک زندگی بهعنوان “خوب” و “بد” تفکیک شود و فرد به دنبال ارضای جنبههای خاصی از نیازهای خود در روابط خارج زناشویی باشد.
ج) دفاعهای روانی
روابط خارج زناشویی ممکن است ناشی از استفاده از دفاعهای روانی مانند فرافکنی، انکار یا ایدهآلسازی باشد. فرد ممکن است با فرافکنی نیازهای خود به شریک دیگر، احساس کمبود یا نارضایتی خود را مدیریت کند.
۳. اثرات روابط خارج زناشویی بر روان فرد و رابطه زناشویی
الف) تخریب ابژههای درونی
خیانت میتواند به ابژههای درونیشده فرد آسیب برساند و احساس گناه، شرم، یا خودانتقادی شدید ایجاد کند. این موضوع میتواند منجر به افسردگی یا اضطراب شود.
ب) تأثیر بر شریک زناشویی
شریک زناشویی که خیانت را تجربه میکند، ممکن است دچار بیاعتمادی عمیق به دیگران شود. از منظر روابط با ابژه، این تجربه میتواند ساختارهای درونی او را تغییر داده و احساس ارزشمندی او را تضعیف کند.
ج) اختلال در روابط صمیمانه
خیانت معمولاً به تخریب اعتماد و صمیمیت منجر میشود. افراد ممکن است به دلیل ترس از آسیب دوباره، از روابط عاطفی نزدیک اجتناب کنند.
۴. رویکرد درمانی در روانکاوی
روانکاوی فردی
یکی از اهداف روانکاوی، بررسی الگوهای روابط اولیه و تأثیر آنها بر رفتارهای فعلی است. درمانگر تلاش میکند تا ریشههای ناخودآگاه ،تعارضات و گره های روانی را کشف کرده و به فرد کمک کند تا الگوهای رفتاری مخرب را تغییر دهد.
*تکنیکهای ترمیمی : کار روی ابژههای درونی: کمک به فرد برای بازسازی ابژههای درونی مثبت.
*پذیرش مسئولیت: فردی که وارد رابطه خارج زناشویی شده است، باید مسئولیت رفتار خود را بپذیرد و به بررسی انگیزههای ناخودآگاه خود بپردازد.
۵. نتیجهگیری
روابط خارج زناشویی از منظر روانکاوی بهعنوان نتیجهای از الگوهای ناسازگار روابط با ابژه تحلیل میشود. این روابط اغلب بازتابی از تعارضات حلنشده دوران کودکی، نیازهای سرکوبشده، یا استفاده از دفاعهای روانی یا بازتولید ابژه های درونی شده ، هستند. بااینحال، از طریق رواندرمانی فردی ، امکان درک عمیقتر این رفتارها و تلاش برای ایجاد تغییرات پایدار در روابط وجود دارد. بازسازی اعتماد، اصلاح ابژههای درونی، و تقویت صمیمیت از اهداف مهم درمانی در این زمینه محسوب میشوند.
نویسنده : گلنوش ابراهیمی
شروع گفتوگو
اگر این متن به تجربه شما نزدیک است، میتوانید برای هماهنگی جلسه اولیه از طریق تماس یا واتساپ اقدام کنید.

