ناتوانی عملکردی در بیماران مبتلا به بیماری بهجت: ارتباط آن با فعالیت بیماری، افسردگی و اضطراب
ناتوانی عملکردی در بیماران مبتلا به بیماری بهجت: ارتباط آن با فعالیت بیماری، افسردگی و اضطراب
“Functional disability among Behçet’s disease patients: its relation to disease activity, depression, and fatigue”
چکیده (Abstract)
زمینه: بیماران مبتلا به بیماری بهجت (Behçet’s Disease) که علائم جسمی و روانشناختی متعددی را تجربه میکنند، احتمالاً در انجام فعالیتهای روزانه دچار دشواریهای چشمگیری میشوند.
هدف مطالعهی حاضر، بررسی چندین عامل مرتبط با ناتوانی عملکردی در میان بیماران بهجت و تعیین سهم هر یک از آنها در کاهش عملکرد روزمره بود.
روش:
در این مطالعه ۱۰۰ بیمار مبتلا به بیماری بهجت بر اساس معیارهای بینالمللی بیماری مورد ارزیابی قرار گرفتند.
فعالیت بیماری به وسیلهی شاخص فعالیت بیماری بهجت (BDCAF) اندازهگیری شد.
افسردگی و اضطراب با استفاده از پرسشنامههای استاندارد افسردگی بک (BDI) و اضطراب بک (BAI) ارزیابی شدند.
خستگی با استفاده از مقیاس شدت خستگی (FSS) و ناتوانی عملکردی از طریق پرسشنامهی ارزیابی سلامت (HAQ) سنجیده شد.
نتایج:
نتایج نشان داد که نمرات افسردگی، اضطراب و خستگی همگی با ناتوانی عملکردی ارتباط معنادار دارند (p < 0.05).
فعالیت بیماری نیز با ناتوانی عملکردی رابطهی مستقیم نشان داد.
تحلیل چندمتغیره نشان داد که افسردگی و فعالیت بیماری مهمترین پیشبینیکنندههای ناتوانی عملکردی هستند.
نتیجهگیری:
در بیماران مبتلا به بیماری بهجت، ناتوانی عملکردی نه تنها تحت تأثیر علائم جسمی بیماری، بلکه متأثر از اختلالات روانی است.
توجه به سلامت روان و مداخلات رواندرمانی در کنار درمانهای پزشکی میتواند در بهبود عملکرد روزانه و کیفیت زندگی بیماران نقش حیاتی داشته باشد.
مقدمه (Introduction)
بیماری بهجت یک اختلال التهابی مزمن سیستمیک است که با درگیری چندین اندام و دستگاه بدن مشخص میشود.
این بیماری نخستین بار توسط پزشک ترک، «هالوسی بهجت» در سال ۱۹۳۷ توصیف شد و ویژگیهای بارز آن شامل زخمهای عودکنندهی دهانی و تناسلی، التهاب چشمی و ضایعات پوستی است.
افزون بر این، ممکن است مفاصل، عروق، دستگاه گوارش و سیستم عصبی نیز درگیر شوند.
بهجت بهعنوان یکی از انواع واسکولیت سیستمیک طبقهبندی میشود، یعنی در آن التهاب در رگهای خونی با اندازههای مختلف رخ میدهد.
این التهاب باعث اختلال در جریان خون، درد، آسیب بافتی و نارسایی عملکردی اندامها میشود.
ماهیت مزمن و غیرقابل پیشبینی بیماری باعث میشود بیماران با چالشهای روانی، اجتماعی و فیزیکی متعددی روبهرو شوند.
مطالعات نشان دادهاند که بیماران مبتلا به بیماریهای مزمن مانند بهجت، بهویژه آنهایی که با درد و خستگی مداوم مواجهاند، بیشتر در معرض افسردگی، اضطراب و کاهش کیفیت زندگی قرار دارند.
از منظر روانتنی، ارتباط میان بدن و ذهن در این بیماران قابلتوجه است.
افسردگی میتواند سبب افزایش احساس خستگی، درد، و درک ذهنی از ناتوانی شود.
از سوی دیگر، افزایش فعالیت بیماری میتواند از طریق مسیرهای التهابی، علائم افسردگی و اضطراب را تشدید کند.
بنابراین، درک عوامل مرتبط با ناتوانی عملکردی (Functional Disability) در بیماران بهجت، میتواند به بهبود درمان، بازتوانی و کیفیت زندگی آنان کمک کند.
مطالعهی حاضر با هدف بررسی ارتباط بین ناتوانی عملکردی و متغیرهایی چون فعالیت بیماری، افسردگی، اضطراب و خستگی انجام شد.
روش (Methods)
شرکتکنندگان (Participants)
در این مطالعهی توصیفی – تحلیلی، بیماران مبتلا به بیماری بهجت که به کلینیک روماتولوژی مراجعه کرده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند.
تشخیص بیماری بر اساس معیارهای بینالمللی بیماری بهجت (ICBD) انجام شد.
بیمارانی که دارای سایر بیماریهای مزمن ناتوانکننده، اختلالات روانپزشکی شناختهشده، یا مصرف داروهای مؤثر بر خلق و روان بودند از مطالعه حذف شدند.
در مجموع، ۱۰۰ بیمار که شرایط ورود را داشتند در تحقیق شرکت کردند.
اطلاعات دموگرافیک شامل سن، جنس، مدت ابتلا به بیماری، وضعیت تأهل و تحصیلات ثبت شد.
ابزارهای مورد استفاده (Assessment Tools)
1. شاخص فعالیت بیماری بهجت (BDCAF):
این شاخص میزان فعالیت بیماری در هفتهی گذشته را بر اساس علائم بالینی در سیستمهای مختلف بدن میسنجد.
امتیاز بالاتر نشاندهندهی فعالیت بیشتر بیماری است.
2. پرسشنامه افسردگی بک (Beck Depression Inventory – BDI):
شامل ۲۱ سؤال چهارگزینهای است که شدت علائم افسردگی را میسنجد.
نمرهی بالاتر نشاندهندهی سطح بالاتر افسردگی است.
3. پرسشنامه اضطراب بک (Beck Anxiety Inventory – BAI):
شامل ۲۱ سؤال در زمینهی نشانههای اضطراب (فیزیولوژیک و شناختی) است.
4. مقیاس شدت خستگی (Fatigue Severity Scale – FSS):
برای اندازهگیری میزان خستگی در فعالیتهای روزمره مورد استفاده قرار گرفت.
5. پرسشنامه ارزیابی سلامت (Health Assessment Questionnaire – HAQ):
جهت ارزیابی میزان ناتوانی در انجام فعالیتهای فیزیکی نظیر لباس پوشیدن، راه رفتن، بالا رفتن از پله و کار با دستها بهکار رفت.
روش اجرا (Procedure)
پس از توضیح اهداف مطالعه، رضایت آگاهانه از تمام شرکتکنندگان دریافت شد.
پرسشنامهها توسط خود بیماران و تحت نظارت پژوهشگر تکمیل گردید.
اطلاعات در نرمافزار SPSS نسخهی ۲۳ تحلیل شد.
برای تحلیل دادهها از آزمونهای آماری توصیفی، همبستگی پیرسون، آزمون t مستقل، آنالیز واریانس و رگرسیون چندگانه (Multiple Regression Analysis) استفاده گردید تا عوامل پیشبینیکنندهی ناتوانی عملکردی مشخص شوند.
نتایج (Results)
میانگین سنی شرکتکنندگان ۳۹.۴ ± ۱۰.۲ سال بود.
از میان ۱۰۰ بیمار، ۶۳ نفر مرد (۶۳٪) و ۳۷ نفر زن (۳۷٪) بودند.
میانگین مدت ابتلا به بیماری ۸.۱ ± ۶.۳ سال گزارش شد.
بر اساس شاخص فعالیت بیماری (BDCAF)، ۴۶٪ از بیماران در زمان مطالعه دارای بیماری فعال بودند.
میانگین نمرهی افسردگی بر اساس پرسشنامه بک ۱۷.۵ ± ۱۰.۴ و میانگین نمره اضطراب ۱۵.۸ ± ۹.۲ بود.
همچنین، میانگین نمره خستگی (FSS) ۴.۹ ± ۱.۵ و نمره ناتوانی عملکردی (HAQ) ۰.۹ ± ۰.۷ بود.
تحلیل همبستگی نشان داد:
بین ناتوانی عملکردی و فعالیت بیماری رابطهی مثبت و معنیدار وجود دارد (r = 0.45, p < 0.01).
بین ناتوانی عملکردی و افسردگی نیز رابطهی معنیدار مشاهده شد (r = 0.51, p < 0.01).
بین ناتوانی عملکردی و اضطراب نیز همبستگی مثبت وجود داشت (r = 0.42, p < 0.05).
خستگی نیز همبستگی قویتری با ناتوانی عملکردی نشان داد (r = 0.56, p < 0.01).
در تحلیل رگرسیون چندگانه، متغیرهای فعالیت بیماری، افسردگی و خستگی وارد مدل شدند.
نتایج نشان داد که افسردگی (β = 0.39, p < 0.001) و فعالیت بیماری (β = 0.27, p = 0.004) پیشبینیکنندههای مستقل و معنادار ناتوانی عملکردی هستند.
اضطراب پس از کنترل سایر عوامل، اثر معناداری نشان نداد.
بحث (Discussion)
نتایج مطالعهٔ حاضر نشان داد که ناتوانی عملکردی در بیماران مبتلا به بیماری بهجت بهطور معناداری با فعالیت بیماری، افسردگی، اضطراب و خستگی ارتباط دارد.
بهویژه، افسردگی و سطح فعالیت بیماری بهعنوان قویترین پیشبینیکنندههای ناتوانی عملکردی شناسایی شدند.
این یافتهها با نتایج مطالعات پیشین همسو است و اهمیت سلامت روان را در بیماران مبتلا به بیماریهای خودایمنی و مزمن مورد تأکید قرار میدهد.
در بیماری بهجت، التهاب مکرر و عودکننده، همراه با علائم جسمی مانند درد، خستگی و زخمهای پوستی، تأثیر عمیقی بر عملکرد روزمرهٔ بیماران دارد.
با این حال، پیامدهای روانی بیماری نیز نقشی تعیینکننده در نحوهٔ تجربهٔ بیماری دارند.
افسردگی میتواند از چند مسیر متفاوت باعث افزایش ناتوانی شود:
1. تغییرات فیزیولوژیک:
در افسردگی، افزایش سطح سیتوکینهای التهابی مانند IL-6 و TNF-α گزارش شده است که خود میتوانند فعالیت بیماری را تشدید کنند.
بنابراین، افسردگی و التهاب ممکن است یک چرخهٔ بازخوردی منفی ایجاد کنند که به تشدید علائم جسمی و عملکردی منجر شود.
2. تغییرات شناختی و رفتاری:
افراد افسرده معمولاً انگیزهٔ کمتری برای مشارکت در فعالیتهای فیزیکی دارند، کمتر به درمان پایبند هستند و انرژی روانی لازم برای سازگاری با بیماری را از دست میدهند.
این عوامل موجب کاهش عملکرد جسمی و اجتماعی آنان میشود.
3. درک ذهنی از بیماری:
بیماران افسرده ممکن است شدت علائم خود را بیشتر از واقعیت احساس کنند و احساس ناتوانی ذهنی آنها عملکرد واقعیشان را تحت تأثیر قرار دهد.
در مورد اضطراب نیز باید گفت که این اختلال معمولاً با افزایش توجه به نشانههای بدنی و نگرانی از پیشرفت بیماری همراه است.
اگرچه در تحلیل نهایی اضطراب اثر مستقل نداشت، ولی همچنان بهعنوان یک عامل تشدیدکنندهٔ تجربهٔ ناتوانی قابلتوجه است.
خستگی یکی دیگر از یافتههای برجسته در این مطالعه بود.
خستگی در بیماریهای خودایمنی غالباً ترکیبی از عوامل فیزیولوژیک (التهاب، داروها) و روانی (افسردگی، اضطراب) است و میتواند نقش واسطهای میان افسردگی و ناتوانی ایفا کند.
به همین دلیل، درمان خستگی باید هم از جنبهٔ پزشکی و هم از جنبهٔ روانشناختی مورد توجه قرار گیرد.
اهمیت یافتهها از دید روانتنی و روانکاوی
این نتایج از دید روانتنی نیز قابلتفسیرند:
بدن در بیماران بهجت نهفقط محل تظاهرات بیماری فیزیکی، بلکه صحنهای برای بیان تعارضات درونی است.
افسردگی و اضطراب ممکن است نشانگر درگیری روان با احساس کنترلناپذیری، از دست دادن انسجام درونی، یا تجربهٔ ازخودبیگانگی از بدن باشند.
به همین ترتیب، خستگی میتواند نمادِ فرسودگی روان در برابر تکرار التهاب و رنج باشد.
درمان مؤثر، زمانی حاصل میشود که به هر دو بُعد فیزیکی و روانی توجه شود؛ یعنی بدن درمان شود، اما روان نیز شنیده شود.
ترکیب درمانهای دارویی، رواندرمانی حمایتی، مداخلات مبتنی بر ذهنآگاهی و رواندرمانی تحلیلی میتواند به کاهش ناتوانی و بازگرداندن تعادل میان جسم و روان کمک کند.
نتیجهگیری (Conclusion)
مطالعهٔ حاضر نشان داد که ناتوانی عملکردی در بیماران مبتلا به بیماری بهجت پدیدهای چندعاملی است که تحت تأثیر همزمان عوامل جسمی و روانی قرار دارد.
فعالیت بیماری و افسردگی دو عامل کلیدی در پیشبینی میزان ناتوانی هستند و بنابراین لازم است در برنامههای درمانی به هر دو حوزه توجه کافی شود.
ارزیابی سلامت روان باید بخشی جداییناپذیر از مراقبتهای پزشکی در بیماران بهجت باشد.
ادغام درمانهای روانشناختی در کنار مداخلات دارویی میتواند کیفیت زندگی و کارکرد اجتماعی بیماران را بهطور چشمگیری بهبود بخشد.
به پزشکان توصیه میشود در پیگیری بیماران خود نهتنها به علائم فیزیکی، بلکه به وضعیت هیجانی و روانی آنان نیز توجه نمایند.
همچنین انجام پژوهشهای آیندهنگر با حجم نمونهی بیشتر برای بررسی نقش متقابل بین متغیرهای روانشناختی و فعالیت بیماری ضروری است.
جملهٔ پایانی علمی–انسانگرایانه:
> «بدن همانجایی است که روان خاموش، فریاد میزند؛
و درمان، زمانی آغاز میشود که گوش به این فریاد داده شود.»
اطلاعات در مورد مقاله:
مقاله ترجمه شده تحت عنوان
“Functional disability among Behçet’s disease patients: its relation to disease activity, depression, and fatigue”
منتشر شده در مجله Egyptian Rheumatology and Rehabilitation در سال ۲۰۲۴.
نویسندگان مقاله عبارتاند از: Ghada A. Dawa، Mirvet A. El Toukhey، Nagwa A. Sherby، Shaimaa A. Mohamed
چاپکننده/ناشر: Springer (گروه Springer Open)
مترجم: دکتر گلنوش ابراهیمی
شروع گفتوگو
اگر این متن به تجربه شما نزدیک است، میتوانید برای هماهنگی جلسه اولیه از طریق تماس یا واتساپ اقدام کنید.

