تشخیص های برق آسا و درمان فوری
درمان و تشخیص ، برای یک روانکاو باتجربه کار دشواری نیست که آرزوهای پنهان بیمار را بهطور واضح از میان شکایات و داستانهایی که از بیماریاش تعریف میکند، دریابد.
اما یک فرد تا چه حد میتواند از خود راضی و بیفکر باشد که بتواند، بعد از کوتاهترین آشنایی، به یک غریبه که کاملاً از همه اصول روانکاوی بیاطلاع است بگوید که او با قید و بندهایی وابسته به زنا با محارم به مادرش دلبسته است، یا او آرزوی مرگ همسرش، که بهنظر میرسد عاشق اوست، را در دل میپروراند و نیت خیانت به مافوقش را پنهان کردهاست، و غیره. . .
شنیدهام روانکاوانه وجود دارند که برای این نوع از تشخیصهای برقآسا و درمانهای فوری به خود میبالند، اما باید همه را از پیروی از چنین مثالهایی برحذر دارم.رفتارهایی از این قبیل بهطور کامل روانکاو و درمان را در چشم بیمار بیاعتبار کرده و چه حدس روانکاو درست باشد چه نباشد، خشونتبارترین مخالفتها را در او برمیانگیزد.
بهواقع، هرچه حدس او درستتر باشد مقاومت خشنتر خواهد بود.
اما منصرف کردن بیمار از روانکاوی قطعی است.حتی در مراحل پایانی روانکاوی نیز روانکاو باید مراقب باشد که تا وقتی خود بیمار به راهحل یا ترجمان یک علامت آنقدر نزدیک نشده که تنها یک گام کوتاه برایاینکه خودش به یک توضیح دست یابد، باقیمانده باشد، آن را به او ارائه نکند.
در سالهای گذشته من اغلب فرصت پی بردن به این را داشتم که ارائه پیشازموعد یک راهحل درمان را به یک پایان نابهنگام میرساند، نهتنها به واسطه مقاومتی که از این طریق بهطور ناگهانی بیدار شده بلکه همچنین به واسطه تسکینی که این راهحل با خود بههمراه آوردهاست.
مقالهای دربارهی ساختار درمان
شروع گفتوگو
اگر این متن به تجربه شما نزدیک است، میتوانید برای هماهنگی جلسه اولیه از طریق تماس یا واتساپ اقدام کنید.

