Quality Life — Dr. Golnoosh Ebrahimiدرخواست وقت
پول

پول

درمان۶ دقیقه مطالعه۲۰۲۴-۰۸-۲۶
این نسخه MVP از تصاویر دسته‌بندی به‌عنوان کاور موقت استفاده می‌کند. بعداً کاور اختصاصی هر مقاله در همین مسیر جایگزین می‌شود.

در روانکاوی، پول یکی از موضوعات مهم و پیچیده‌ای است که به دلیل نقش چندوجهی‌اش در زندگی روانی انسان‌ها، مورد توجه زیادی قرار گرفته است.

در ادامه، به بررسی دقیق‌تر هر یک از جنبه‌هایی که قبلاً به آن‌ها اشاره کردم، می‌پردازم:

1. پول به‌عنوان نماد قدرت و کنترل قدرت و تسلط:

در جوامع انسانی، پول اغلب به‌عنوان نمادی از قدرت و توانایی در کنترل منابع و افراد دیگر دیده می‌شود. از دیدگاه روانکاوی، این میل به کنترل و تسلط ممکن است ریشه در تجربه‌های کودکی داشته باشد، زمانی که کودک در جستجوی کنترل بر محیط پیرامون و همچنین والدین خود بود. به‌طور ناخودآگاه، پول به فرد احساس قدرت می‌دهد که این نیاز به تسلط را برآورده می‌کند.

جبران ناتوانی: کسانی که در دوران کودکی احساس ناتوانی یا ضعف کرده‌اند، ممکن است در بزرگسالی با میل شدید به جمع‌آوری ثروت تلاش کنند تا این حس ناتوانی را جبران کنند. در این حالت، پول به‌عنوان یک نماد جایگزین برای توانمندی و استقلال عمل می‌کند.

2. پول و رابطه با مفهوم ارضا ارضای نمادین:

فروید معتقد بود که پول می‌تواند به‌عنوان یک نماد جایگزین برای ارضای نیازهای جنسی و عاطفی عمل کند. برای مثال، لذت بردن از به دست آوردن یا خرج کردن پول می‌تواند جایگزین لذت‌های جنسی یا روانی شود که فرد ممکن است در زندگی واقعی قادر به دستیابی به آن‌ها نباشد. این فرایند به‌طور ناخودآگاه به فرد این امکان را می‌دهد که نیازهای ارضای نشده خود را به شکلی دیگر برآورده سازد.

فروید و مرحله‌ی مقعدی: در مرحله‌ی مقعدی از نظریه‌ی روانی-جنسی فروید، کودک از طریق کنترل بر دفع مدفوع احساس قدرت و تسلط را تجربه می‌کند. بعدها در زندگی، پول می‌تواند جایگزینی برای این حس کنترل و ارضا شود، به‌ویژه برای افرادی که در این مرحله دچار تعارضات یا تجربیات منفی شده‌اند.

3. پول و اضطراب‌های ناخودآگاه ترس از فقدان:

ترس از دست دادن پول یا ناتوانی در به دست آوردن آن می‌تواند نمایانگر اضطراب‌های ناخودآگاهی باشد که ریشه در تجربیات اولیه‌ی زندگی دارند. برای مثال، کودکانی که در محیط‌هایی بزرگ شده‌اند که در آن‌ها نیازهای اساسی‌شان به‌طور منظم برآورده نمی‌شده است، ممکن است در بزرگسالی نسبت به پول حساسیت و اضطراب زیادی نشان دهند.

وسواس مالی: برخی افراد ممکن است دچار وسواس در جمع‌آوری پول شوند، که این نیز می‌تواند به عنوان یک مکانیزم دفاعی در برابر ترس‌های ناخودآگاه از فقدان و بی‌ثباتی عمل کند. این وسواس ممکن است حتی به بخل و انباشت بی‌رویه‌ی ثروت منجر شود، به‌طوری که فرد از لذت بردن از زندگی نیز محروم شود.

4. پول و هویت شخصی ارزش‌گذاری اجتماعی:

برای بسیاری، پول به‌عنوان معیار اصلی ارزش‌گذاری شخصی و اجتماعی عمل می‌کند. این می‌تواند نتیجه‌ی شرایطی باشد که در آن‌ها ارزش فردی از طریق دستاوردهای مالی یا مادی تعیین می‌شود. به‌طور ناخودآگاه، افراد ممکن است ثروت خود را با ارزش‌گذاری والدین یا جامعه در دوران کودکی پیوند دهند، و به همین دلیل پول بخش مهمی از هویت آن‌ها می‌شود.

خودپنداره و پول: اگر فردی در دوران کودکی با این باور بزرگ شده باشد که تنها با داشتن پول یا موفقیت مادی می‌تواند ارزشمند باشد، این باور به شکلی عمیق در ناخودآگاه او جای می‌گیرد. در بزرگسالی، این افراد ممکن است دائماً در جستجوی کسب پول و موفقیت مالی باشند تا هویت و ارزش خود را تأیید کنند.

5. پول و روابط بین‌فردی قدرت در روابط:

در برخی روابط، پول به‌عنوان ابزاری برای اعمال قدرت و کنترل استفاده می‌شود. این می‌تواند بازتاب‌دهنده‌ی دلبستگی‌ها و تعارضات ناخودآگاهی باشد که در دوران کودکی شکل گرفته‌اند. برای مثال، اگر فردی در کودکی با والدین خود تعارضاتی داشته باشد که در آن‌ها احساس قدرت یا کنترل نداشته، ممکن است در بزرگسالی از پول برای جبران این احساسات استفاده کند.

نقش تامین‌کننده: در برخی موارد، پول در روابط به‌عنوان وسیله‌ای برای نشان دادن محبت یا تأمین امنیت عاطفی استفاده می‌شود. این نیز می‌تواند ریشه در نیازهای دوران کودکی داشته باشد که در آن‌ها کودک از طریق دریافت هدایای مادی، احساس عشق و توجه می‌کرده است.

6. پول و مرحله‌ی مقعدی (Anal Stage)کنترل و نگه‌داشتن:

در مرحله‌ی مقعدی از نظریه‌ی فروید، کودک با مسائل مربوط به کنترل و نگه‌داشتن مدفوع مواجه می‌شود. این تجربه می‌تواند پایه‌ای برای نگرش‌های آینده نسبت به پول و دارایی باشد. افرادی که در این مرحله دچار تعارضاتی بوده‌اند، ممکن است در بزرگسالی به‌شدت کنترل‌کننده یا محتاط در زمینه‌های مالی شوند.

احتکار و صرفه‌جویی: افراد ممکن است پول را با این تجربه‌های اولیه پیوند دهند و در نتیجه به‌طور ناخودآگاه تمایل به احتکار یا صرفه‌جویی بیش از حد پیدا کنند. این رفتارها می‌توانند به عنوان پاسخی به اضطراب‌های ناخودآگاه از دست دادن کنترل تعبیر شوند.

7. پول به‌عنوان جایگزین رابطه عاطفی کمبودهای عاطفی:

در مواردی که فرد در کودکی نیازهای عاطفی‌اش به‌درستی برآورده نشده است، ممکن است در بزرگسالی تلاش کند تا این کمبودها را با جمع‌آوری ثروت جبران کند. پول در این حالت به‌عنوان یک جایگزین برای محبت و توجه عمل می‌کند.

جایگزینی محبت: به‌طور ناخودآگاه، فرد ممکن است باور کند که پول می‌تواند همان نیازهایی را که در دوران کودکی نادیده گرفته شده‌اند، برآورده کند. این افراد ممکن است به‌جای جستجوی روابط عاطفی سالم، به دنبال جمع‌آوری ثروت باشند.

در کل، دیدگاه روانکاوی به پول، ابزاری قدرتمند برای درک تعارضات و نیازهای ناخودآگاه فرد است. پول نه تنها به عنوان یک ابزار اقتصادی بلکه به عنوان یک نماد روانی با ابعاد مختلف عمل می‌کند و می‌تواند به ما در فهم عمیق‌تر رفتارها و نگرش‌های مالی افراد کمک کند.

مدیریت مالی فقط جنبه اقتصادی ندارد بلکه جنبه روانی هم دارد.

مسائل مالی ربط به توزیع انرژی روانی یعنی “لیبیدو ” دارد. فروید می گوید “اقتصاد روان”

یعنی نمود بیرونی میتواند مسئله مالی و هم کار به معنای شغل باشد. بحث کار ،بحث productivity هست. یعنی بهره وری ، مولد بودن.

در واقع شغل داشتن و کار کردن ورود به امر اجتماعی و داشتن جایگاه اجتماعیست ، اینکه من مسئول زندگی خودم هستم .جایگاه دارم و می‌توانم این جایگاه را انتخاب و تعریف کنم. بحث شغل آدم‌ها ورود به اجتماع است .که یکی از ارکان مهم ،جایگاه اجتماعی و شغل فرد هست . اینکه چه شغلی دارد موضوع نیست، اینکه شغلی دارد به معنای کسب درآمد و فعالیت برای فرد.

فرد در یک جایگاهی هست که تعامل با اجتماع دارد ،که موجب درآمد می‌شود ،که باعث استقلال می‌شود و سوژگانی را به زندگی فرد می‌دهد. وقتی فرد شغلی ندارد در واقع وابسته و آویزان به والدین یا دیگری است ،اینجا سوژگانی ندارد. مثل فردی که ابژه هست انگار از شیر گرفته نشده منتظراست مادر سینه در دهانش بگزارد . فرد در تعامل شغلی و اجتماعی به سمت استقلال و اثبات جایگاه می‌رود. در واقع رابطه داشتن و شغل و درآمد داشتن به معنای ورود به اجتماع و امر اجتماعی است .

به معنای بزرگسالی و سوژگانی. فرد بر مبنای شغل می‌تواند دستاورد داشته باشد ،هدف گذاری کند. اگر امر اجتماعی حاصل نشده باشد فرد درگیر خودش هست، سرمایه‌گذاری لیبیدویی روی خود است. چیزی شبیه نارسیسیزم اولیه در دوران کودکی.

نویسنده : دکتر گلنوش ابراهیمی

منبع : مجموعه مقالات فروید

شروع گفت‌وگو

اگر این متن به تجربه شما نزدیک است، می‌توانید برای هماهنگی جلسه اولیه از طریق تماس یا واتساپ اقدام کنید.