اضطراب
مقاله فروید با عنوان «اضطراب، بازداری و نشانه» (Inhibitions, Symptoms and Anxiety) یکی از آثار مهم و پیچیده او در زمینه روانکاوی است که در سال 1926 منتشر شد. این مقاله به بحث در مورد رابطه بین اضطراب، بازداری و نشانههای روانی میپردازد و نظریههای قبلی فروید در مورد اضطراب را بازنگری و اصلاح میکند.
نکات کلیدی مقاله
1. اضطراب
در آثار اولیهاش، فروید اضطراب را نتیجه سرکوب انرژی لیبیدویی (انرژی جنسی) میدانست. اما در این مقاله نظریه خود را تغییر میدهد و بیان میکند که اضطراب به عنوان واکنشی پیشگیرانه در برابر خطرهای بالقوه پدیدار میشود. فروید معتقد است که اضطراب به جای اینکه پیامد سرکوب باشد، عاملی است که خود سرکوب را تحریک میکند. در واقع، فرد زمانی که با تهدید یا خطر مواجه میشود، دچار اضطراب میشود و این اضطراب میتواند منجر به سازوکارهای دفاعی مانند سرکوب یا بازداری شود.
2. بازداری
بازداری به حالتی اطلاق میشود که فرد توانایی انجام برخی فعالیتها را از دست میدهد، مثلاً در حوزههای فکری یا جنسی. فروید این پدیده را به عنوان یکی از مکانیسمهای دفاعی میبیند که از فرد در برابر اضطراب ناشی از خطرات درونی یا بیرونی محافظت میکند. بازداری ممکن است به دلایل مختلفی مانند احساس گناه، ترس از مجازات یا فشارهای فرهنگی به وجود آید.
3. نشانهها
نشانهها در نظریه فروید به عنوان ابرازهای ناخودآگاهانهای از درگیریهای درونی یا تعارضات روانی مطرح میشوند. این نشانهها ممکن است به صورت مشکلات جسمی یا روانی ظاهر شوند و فروید آنها را به عنوان شکلی از “جایگزینی” برای اضطراب سرکوبشده یا تضادهای سرکوبشده میداند. در واقع، نشانهها نوعی راه حل ناسازگارانه برای مدیریت اضطراب و تعارضات درونی فرد هستند.
4. رابطه بین اضطراب، بازداری و نشانهها
در این مقاله، فروید تلاش میکند تا رابطه پیچیدهای که بین این سه عامل وجود دارد را توضیح دهد. او معتقد است که اضطراب میتواند منجر به بازداری شود، یعنی فرد به دلیل اضطراب از انجام برخی فعالیتها باز میماند. اگر این بازداری موفق به کاهش اضطراب نشود، تعارضات روانی به شکل نشانههای بالینی بروز میکنند. این نشانهها به عنوان راهی برای تخلیه تنشهای روانی و کاهش اضطراب عمل میکنند، اگرچه به خودی خود مشکلات جدیدی ایجاد میکنند.
جمعبندی
فروید در مقاله «اضطراب، بازداری و نشانه» رویکردی جامعتر و دقیقتر به اضطراب و مکانیسمهای دفاعی ارائه میدهد. او اضطراب را نه به عنوان نتیجه سرکوب، بلکه به عنوان عامل اولیهای میبیند که سرکوب و نشانههای روانی را تحریک میکند. این مقاله یکی از آثار مهم در درک ساختار دفاعی ذهن انسان و نقش اضطراب در روانپریشیها و دیگر اختلالات روانی است.
نویسنده : گلنوش ابراهیمی
شروع گفتوگو
اگر این متن به تجربه شما نزدیک است، میتوانید برای هماهنگی جلسه اولیه از طریق تماس یا واتساپ اقدام کنید.

