اختلال وسواسی – جبری
آیا من وسواس دارم؟ آیا من اعمال اجباری انجام میدهم؟
OCD ( obsessive compulsive disorder )
با یک مثال میتونیم بررسیمونو شروع کنیم.
با دوستاتون قرار برید سینما در خونه رو قفل می کنیدو سوار ماشینتون میشید تا به طرف سینما راه بیفتید، داره دیر میشه و نمیخواهیم ابتدای فیلم را از دست بدهد. اما درست لحظه ای که پشت فرمان میشینید، یک فکر تو ذهنتون مثل حباب باز میشه (یا به قول انگلیسیها آن فکر سرتون pop up میشه) و یادتون میاد چند دقیقه قبل از بیرون اومدن برای خودتون چای دم کرده بودید، زیر کتری رو خاموش کردم یا نه؟
آخرین حرکات خودتون رو قبل از خارج شدن از خونه در ذهنتون ردیابی می کنید.
۹۵٪ مطمئنید که این کارو کردید ، اما تصاویر وحشتناکی از خونتون که در شعلههای آتش داره میسوزه هنوز توی ذهنتون حضور داره .
آیا واقعاً مطمئنم ؟
اگر در غیابم خونه با خاکستر یکسان بشه چیکار باید بکنیم ؟!!
همه این افکار باعث میشه با عجله به طرف خونتون برگردید تا خاموش بودن گاز و چک کنید .
اگر این کار رو نکنید، در سینما و سراسر فیلم دائم فکرتون پیش خانه است و آرزو می کنید که کاش یکبار دیگه زیر کتری رو چک کرده بودید.
اگر این نوع اضطراب حالت افراطی پیدا بکنه به الگوهایی از رفتار تکراری منجر میشه .
ممکنه نوعی اختلال وسواسی- اجباری (OCD ) محسوب بشه.
در این بخش می خواهیم بپردازیم به اختلال وسواسی -جبری
یکی از معیارهای که تو این اختلال هست افکار و رفتارهای تکراریه
که افراطی بودن اونا باعث اختلال در زندگی روزمره میشه !!!!
اختلال وسواسی اجباری از دو قسمت ساخته شده :
افکار و اجبار ها
اما توجه داشته باشید که لازم نیست فرد همه موارد وسواس آیا همه موارد اجبار ها رو داشته باشه که مبتلا به اختلال شناخته بشه.
حضور یکی دوتا علائم مهم و کلیدی کافی هستش .
وسواس OBSESSION
یعنی وسواسی که فقط تو شاخه فکری هست.
اجبار COMPULSION
به معنای اجبارب می تونه هم وسواس ذهنی یا فکری داشته باشه هم اجبار در انجام عمل.
که در واقع جبریه که در انجام دادن یک کار هستش را داشته باشه .
وسواس ها یک مهمون ناخونده هستند.
که کنگر میخورند و لنگر میاندازند.
مثل تروریست های ذهنی به ذهن فرد حمله می کند، باعث می شوند که فرد مشوش و عصبی بشه.
گاهی اوقات هم باعث میشه که هراسان بشه.
به سه شکل وسواس خودشو نشون میده:
افکار
ترس ها
ایماژهای یا تصاویر ذهنی
افکار وسواسی کلماتی هستند که دائم در ذهن شما زنگ میزنه و تکرار میشود.
مثلاً اگه چیزی کثیفی رو لمس کنی ممکنه که این فکر تو ذهنتون دائم تکرار شه که ، همین الان اگر دستمو نشورم حتماً مریض میشم.
برخی دیگر از افکار وسواسی به صورت تردید و دغدغه نشون داده میشن.
تردید درباره این موضوع که ، در را قفل نکردم مبادا دزد بیاد خانه .
دغدغه درباره این که مبادا وسایلم داخل کمد مرتب نباشند .
ترس های وسواسی هم مثل احساسات ، انگیزه های ناگهانی، نگرانیهایی درباره این موضوع که، نکنه یه وقت کار نابجای انجام بدم ،کار ناشایستی انجام بدم، یه کار نامطلوب انجام ندم ،
مثلاً ممکن از این بترسید که به یکی از عزیزانتون صدمه وارد کنید ، یا هر کاری آنطور که شما آن را صحیح میدونی پیش نره .
یه مثال دیگه هم از ترس وسواسی ، وقتی که نگران این موادهستید ، در طول مراسم مذهبی یه دفعه چرت و پرت نگید و فحاشی نکنید،
یا نکنه هنگام رانندگی ناگهان به اونطرف خیابون برم و اتومبیلهایی که دارن از روبرو میان با اونها شاخ به شاخ بشم ،باشید .
این واژه ها یا تصاویر ذهنی در واقع یکسری تصاویر ناخونده و مزاحم هستند که در ذهن شما شکل میگیرد و معمولاً صحنههای پر از خشونت و ترسناک از لحاظ اخلاقی ، مضموم و عجیب غریب و نامطلوب هستند.
تصاویر ناراحت کننده ای که می تواند شامل صحنه های درباره سکسباحیوانات، کودک آزاری، آدمکشی های فجیع باشه.
کلمه وسواس هم در انگلیسی و هم در فارسی، معمولاً نشون دهنده اینه که فرد روی یک چیزی، لذت بخش و مطلوب تمرکز حواس داره.
و به اون سخت علاقمنده، مثل پیگیری و وسواس جمع آوری و تمبر،
وسواس یادگیری زبان انگلیسی، وسواس هنر یا حتی وسواس پرداخت قرض و جبران لطف دیگران.
و این توصیفات به اختلال وسواسی جبری، با این علاقه مثبت هیچ ربطی نداره .
کلمه وسواس در اختلال هیچ ربطی با علاقه مثبت نداره !!!!!!!!
اجبارها اعمالی هستند که مردم احساس میکنند انگار مجبورن انجامش بدن تا با وسواس ها مقابله کنند یا کنار بیان .
این اعمال معمولاً به شکل رفتارهای فیزیکی و انجام دادنی هستند.
مثل شستن دست ها ، چک کردن مکرر قفل در یا پنجره ، مراسم ریچوال( رفتارهایی که طبق نظم و ترتیب خاصی انجام بگیرد)
مثل ردیف چیدن همه اشیا داخل کابینت به شیوه خیلی دقیق و غیر عادی .
برخلاف وسواس ها که باعث افزایش اضطراب و پریشانی و رنج و عذابه شخصی میشند.
وظیفه ایناجبارها، خنثی کردن وسواس ها یا کم کردن اون رنج و عذاب شخصی است.
اجبار ها گاهی شکل اعمال ذهنی را هم به خودشون می گیرند.
مثلاً شمردن یا تکرار بعضی عبارات یا جمله ها.
اجبارها وظایفی دارند :
کاهش اضطراب
از بین بردن ترس
کاهش ناراحتی
افزایش اطمینان
قوت قلب گرفتن
افزایش احساس امنیت
یعنی چی یعنی؟
وقتی که ما به این اجبار هایی که توی ذهنمون اومده عمل می کنیم باعث میشه که این موارد بالا اتفاق بیفتد.
همه اش با هم نه ،ولی ممکنه یکی یا دوتا یا چند تا اتفاق بیفتد.
یعنی چی؟
یعنی اینکه وقتی که من حس می کنم که اون در رو قفل نکردم و ممکنه که الان که دارم می رم بیرون دزد بیاد خونه. خوب پس بهتره که من برم قفل در را چک کنم .
وقتی که این کار را انجام میدهیم نه به صورت عادی و نرمال به صورت غیر عادی .
چی میشه ؟
اضطرابم کم میشه، ترس من از بین میره، ناراحتی من کاهش پیدا میکنه، اطمینانم بیشتر میشه، قوت قلب مگیریم، افزایش احساس امنیت ممکنه پیدا بکنیم.
اعلام رسمی ابتلا یک فرد به اختلال وسواسی -اجباری، بستگی به این داره که وسواس ها و اجبارها رنج شدید ایجاد بکنند، وقت گیر باشند، زندگی عادی فرد را به شدت مختل کرده باشد.
و از سایر امیال شدید مثل میل غیرقابل کنترل به خوردن ، نوشیدن و قمار و اینها در واقع متمایز میشه.
زیرا امیال شدید مثل هوسها با لذت همراه هستش ولی در این سمت لذت به این معنا وجود نداره .
در ادامه بحث مون معیارهایی را که (DSM ) راهنمای تشخیص و آماری اختلالات روانی ، برای اختلال وسواسی-اجباری مطرح کرده که از آن طریق میتونیم تشخیص بدیم که آیا یک فرد دچار اختلال وسواسی-اجباری هست یا نه رو براتون توضیح خواهم کرد……
چکیده:
از طریق این مقاله متوجه خواهیم شد وسواس ها و اجبارها به چه معنا هستند.
چه کارکردهایی دارند.
چطور میشوداین اختلال را با بقیه مشکلات روانی و اختلالات افتراق داد .
منبع آسیب شناسی روانی بر اساس DSM
شروع گفتوگو
اگر این متن به تجربه شما نزدیک است، میتوانید برای هماهنگی جلسه اولیه از طریق تماس یا واتساپ اقدام کنید.

