تولد روانشناسی در یونان باستان
از آنجایی که روانشناسی به عنوان یک رشته مستقل جدا از فلسفه به انواع علوم تا اواخر قرن نوزدهم وجود نداشت، ممکن است بپرسید، چرا ما بررسی خود را با یونانیان شروع می کنیم؟
برخی از دانشمندان باستانی درباره موضوعاتی بحث کردند که ما آنها را روانشناختی میدانیم.
برای اینکه چرا ما بررسی خود را با یونانیان شروع میکنیم دلایل مهمتری وجود دارد که حداقل به برخی از مواضع موجود در روانشناسی نوین مربوط است.
افراد بسیاری معتقدند که روانشناسی علم طبیعی و عینی رفتار است؛ که بر اساس آزمایشگری و مشاهده قرار دارد .
روانشناسی علمی، به گونهای که در قرن بیستم تحول یافته است ،خود را به فعالیت واقعی ارگانیسمهای جاندار(مانند انسان ، حیوان) مشغول کرده است
البته امروز تمام روانشناسی ها لزوماً به این صورت فکر نمی کند.
منظور از رویکرد طبیعی، رویکردی است که ما با رویدادهایی سر و کار داریم که در دنیای واقعی، زمان و مکان رخ میدهند
اما در این موضوع طبیعی با بسیاری از نویسندگان یونان باستان سهیم هستیم.
گفته شده است که ارسطو اولین رفتارگرا بود.
یونانیان قدیم از دوره هلنی تا زمان ارسطو به دنیایی معتقد بودند که می توانستند آن را مشاهده کنند.
این موضوع تاکید آنها بر علم از جمله ریاضیات، ستاره شناسی معلوم است ؛ دنیایی که آنها در آن می زیستند، دنیای بود که از طریق حواس شان آن را میشناختند .
به رغم این واقعیت که افلاطون تا اندازه ای نسبت به تاثیرات حسی مشکوک بود،آنها به صورتی که امروز برخی فکر میکنند به دنیای روح یا روح فرامکانی فکر نمیکرد، دنیای آنها دنیای محدودتری بود.
به عبارتی می توان آنها را در انزواگراها بخوانیم
مذهب آنها به همراه خدایان و الهه هایی که ویژگی های انسانی داشتند بدوی بود.
شروع گفتوگو
اگر این متن به تجربه شما نزدیک است، میتوانید برای هماهنگی جلسه اولیه از طریق تماس یا واتساپ اقدام کنید.

