Quality Life — Dr. Golnoosh Ebrahimiدرخواست وقت
هیستریک و اختلالات روانی

هیستریک و اختلالات روانی

اختلالات۶ دقیقه مطالعه۲۰۲۵-۰۲-۱۹
این نسخه MVP از تصاویر دسته‌بندی به‌عنوان کاور موقت استفاده می‌کند. بعداً کاور اختصاصی هر مقاله در همین مسیر جایگزین می‌شود.

برای ارائه یک تحلیل عمیق‌تر و تخصصی‌تر از ساختار هیستریک در اختلالات روانی دیگر، باید به بستر نظری و ساختارهای روان‌کاوانه‌ای که در این اختلالات اثر می‌گذارند، توجه کنیم. در این راستا، با تمرکز بر تحلیل دقیق و کاربردی، می‌توانیم ساختار هیستریک را به‌عنوان یک الگوی روانی اصلی شناسایی کنیم که در بسیاری از اختلالات روانی بازتولید می‌شود، از جمله اختلالات وسواس فکری-عملی، افسردگی، اختلالات شخصیت (نمایشی، مرزی و خودشیفته و…) و همچنین سایکوز. این بررسی به‌ویژه بر تحلیل‌های لکانی و کاربرد آن‌ها در درمان روانی تمرکز دارد.

۱. ساختار هیستریک و اختلال وسواس فکری-عملی (OCD)

۱.۱. شباهت‌ها در ساختار روانی

در اختلال وسواس فکری-عملی (OCD)، مانند هیستری، بیمار از یک ساختار روانی برخوردار است که در آن میل یا خواسته‌های ناخودآگاه در معرض سرکوب و بازسازی قرار می‌گیرند. در اینجا، سوژه‌ای که به‌شدت به حقیقت و کنترل وابسته است، به‌طور مداوم به جستجوی پاسخ‌ها و تأییدهای بی‌پایان از دیگری می‌پردازد.

وسواس فکری مشابه با هیستری به‌عنوان یک “پرسش بی‌پایان“ به نظر می‌رسد. فرد وسواسی از آنجایی که هیچ‌گاه نتواسته از پاسخ قطعی برای میل و یا وضعیت خود اطمینان یابد، دائماً به این سوالات می‌پردازد.

عملیات اجباری (Compulsions) در اختلال وسواس می‌تواند مقاومتی در برابر پذیرش پاسخ نهایی و تمایل به دست‌یابی به حقیقتی قابل کنترل تلقی شود.

۱.۲. تفاوت‌های ساختاری در واکنش‌های روانی

در حالی که فرد هیستریک به‌طور مداوم در جستجوی پاسخ‌های ناکافی است و هیچ پاسخ نهایی را نمی‌پذیرد، فرد وسواسی، در جستجوی کنترل تمام و کمال است و در تلاش است که با استفاده از رفتارهای اجباری، واقعیت‌ها را دستکاری یا مدیریت کند. در واقع، این کنترل در سطح شکل‌دهی به رفتار و افکار است تا فرد از اضطراب و تهدیدات ناشی از حقیقتی ناتمام اجتناب کند.

درمان روانکاوی برای OCD

در درمان‌های روانکاوانه برای وسواس، تلاش بر این است که بیمار متوجه شود که هیچ حقیقت قطعی‌ای وجود ندارد و فرد باید چرخه‌ی جستجو و کنترل را متوقف کند. این مشابه با فرآیند درمانی در هیستری است که فرد باید از جستجوی دائم برای یافتن پاسخ نهایی دست بردارد و میل خود را بپذیرد.

۲. ساختار هیستریک و افسردگی

۲.۱. وابستگی به دیگری و فقدان میل

در اختلال افسردگی، فرد احساس می‌کند که میل و تمایلات خود را از دست داده است و در اغلب مواقع این فقدان، به عدم وجود دیگری در زندگی شخصی‌اش مربوط می‌شود. در اینجا، مثل هیستری، دیگری (چه به‌صورت یک شخص، جایگاه اجتماعی، یا الگوی بیرونی) برای فرد بسیار مهم است.

در هیستری، دیگری باید حقیقت را به فرد بگوید و با توجه به سوالات بی‌پایان فرد، از او تایید بگیرد. در افسردگی، فرد احساس می‌کند که هیچ‌چیز نمی‌تواند میل او را بازگرداند و به‌طور ناخودآگاه از آنچه می‌خواهد یا از آنچه ممکن است، جدا می‌شود.

همچنین در افسردگی، فرد ممکن است دچار احساسات منفی مزمن، مثل حس بی‌ارزشی یا گناه شود که در هیستری با میل به مقاومت در برابر پاسخ‌های حقیقت‌جو و تأسیس رابطه با دیگری مشابه است.

۲.۲. تفاوت‌های ساختاری

در هیستری: بیمار به‌طور مداوم از آنچه که نمی‌خواهد و نمی‌تواند به آن دست یابد می‌سازد.

در افسردگی: بیمار هیچ تمایلی برای تغییر وضعیت خود ندارد و برای او هیچ امیدی برای خروج از وضعیت کنونی به‌نظر نمی‌رسد.

درمان روانکاوی برای افسردگی

در درمان افسردگی، به‌ویژه در مکتب لکان، هدف این است که بیمار از حس گناه و بی‌ارزشی خود آزاد شود و او باید میل خود را دوباره شناسایی و تجربه کند. برای هیستریک و افسرده، پذیرش واقعیت میل به‌عنوان یک سازه مستقل که هیچ‌گاه از دیگری تحقق نمی‌یابد، ضروری است.

۳. ساختار هیستریک و اختلالات شخصیت

۳.۱. اختلالات شخصیت نمایشی، مرزی و خودشیفته

در اختلالات شخصیت نمایشی (HPD)، فرد در جستجوی جلب توجه و تأیید از دیگران است، دقیقاً مشابه با هیستریک که از دیگری برای شناسایی میل و وجود خود استفاده می‌کند. فردی که در این اختلال گرفتار است، به طور مستمر در تلاش است تا با ایجاد احساسات شدید، خود را در مرکز توجه دیگران قرار دهد.

در اختلال شخصیت مرزی (BPD)، فرد به شدت در ارتباط با دیگران در نوسان است؛ او دیگری را ایده‌آل‌سازی می‌کند و سپس در لحظه‌ای دیگر او را تخریب می‌کند. در اینجا نیز مشابه با هیستریک، دیگری به‌عنوان یک منبع ثابت برای میل و هویت در نظر گرفته می‌شود، اما هیچ پاسخ ثابتی به انتظار فرد نمی‌دهد.

در اختلال شخصیت خودشیفته (NPD)، بیمار دیگران را ابزاری برای تأسیس تصویر خود می‌بیند و هیچ‌گاه راضی نمی‌شود، زیرا به الگوی بازتابی خود از جهان نیاز دارد. در اینجا فرد خود را در جایگاه ارباب می‌بیند و دیگری را به‌عنوان ابزاری برای تایید تصویر خود مصرف می‌کند.

۳.۲. تفاوت‌های ساختاری در واکنش به دیگری

در هیستری: بیمار دیگری را به چالش می‌کشد و از او می‌خواهد که حقیقت را بگوید، اما هرگز از او راضی نمی‌شود.

در شخصیت مرزی: بیمار در ابتدا دیگری را ایده‌آل می‌کند و سپس با تغییرات هیجانی شدید او را به شدت تخریب می‌کند.

در شخصیت خودشیفته: بیمار دیگری را برای تأسیس تصویر خود به‌کار می‌برد و در جستجوی تأسیس یک جایگاه غیرقابل‌چالش است.

درمان روانکاوی برای اختلالات شخصیت

در درمان اختلالات شخصیت، روانکاوی به این هدف می‌پردازد که بیمار بتواند میل و هویت خود را از دیگری تفکیک کند و درک کند که پاسخ‌هایی که از دیگران دریافت می‌کند، لزوماً حقیقت یا رضایت‌بخش نیستند. در این روند، بیمار می‌آموزد که میل خود را شناسایی کند و از چرخه‌ی وابستگی به دیگری برای تعریف خود و هویت خود عبور کند.

۴. ساختار هیستریک و سایکوز (Psychosis)

۴.۱. شباهت‌ها: بحران رابطه با دیگری

در سایکوز، همانند هیستری، بیمار دچار یک بحران در ارتباط با دیگری و واقعیت می‌شود. در این حالت، فرد نمی‌تواند میل و حقیقت خود را به‌درستی تنظیم کند و در یک وضعیت انتقالی میان خود و دیگری قرار می‌گیرد.

۴.۲. تفاوت‌ها: رد شدن از مرزهای واقعیت

در حالی که در هیستری فرد به‌طور مداوم در جستجوی میل خود و حقیقت از دیگری است، در سایکوز، فرد مرزهای واقعیت را از دست می‌دهد و دیگر قادر به تشخیص دقیقت و درک از حقیقت نیست.

درمان روانکاوی برای سایکوز

در درمان سایکوز، روانکاوی به فرد کمک می‌کند تا مرزهای خود و دیگری را دوباره تعریف کند و از زندگی در یک واقعیت توهمی یا بدون مرزهای مشخص بیرون بیاید.

نتیجه‌گیری

در پایان، می‌توان گفت که ساختار هیستریک به‌عنوان یک الگوی روانی بنیادی در بسیاری از اختلالات روانی ظاهر می‌شود و تأثیرات قابل‌توجهی بر نحوه‌ی مواجهه‌ی فرد با میل، حقیقت و رابطه با دیگری دارد. تحلیل روانکاوانه در این زمینه به ما کمک می‌کند که چرخه‌های روانی پیچیده‌ی سوژه‌های هیستریک را در اختلالات دیگر شناسایی کنیم و با استفاده از فرآیند درمانی مناسب، بیمار را از وابستگی‌های مضر به دیگری و از تأسیس میل مستقل خود آگاه سازیم.

نویسنده : گلنوش ابراهیمی

شروع گفت‌وگو

اگر این متن به تجربه شما نزدیک است، می‌توانید برای هماهنگی جلسه اولیه از طریق تماس یا واتساپ اقدام کنید.