Quality Life — Dr. Golnoosh Ebrahimiدرخواست وقت
اجبار به تکرار در سال نو و رهایی از الگوهای تکراری

اجبار به تکرار در سال نو و رهایی از الگوهای تکراری

اطلاعات عمومی۶ دقیقه مطالعه۲۰۲۵-۰۳-۲۱
این نسخه MVP از تصاویر دسته‌بندی به‌عنوان کاور موقت استفاده می‌کند. بعداً کاور اختصاصی هر مقاله در همین مسیر جایگزین می‌شود.

اجبار به تکرار و بازگشت امر سرکوب‌شده: از دیدگاه فروید و لکان

اجبار به تکرار و بازگشت امر سرکوب‌شده از مهم‌ترین مفاهیم در روانکاوی هستند که نقش اساسی در شکل‌گیری شخصیت، الگوهای رفتاری، و حتی مشکلات روانی ایفا می‌کنند. این دو مفهوم در نظریات زیگموند فروید و ژاک لکان به‌طور عمیق بررسی شده‌اند و نشان می‌دهند که چگونه تجربیات ناخودآگاه فرد، به‌شکل تکراری در زندگی او بازمی‌گردند.

در این مقاله، به بررسی اجبار به تکرار و بازگشت امر سرکوب‌شده می‌پردازیم و توضیح می‌دهیم که چرا برخی از افراد، بدون آگاهی، مدام در تجربه‌های مشابهی گرفتار می‌شوند. این موضوع در تحلیل‌های روانکاوانه اهمیت بالایی دارد، زیرا شناخت این الگوها می‌تواند به افراد کمک کند تا از چرخه‌ی مخرب تکرار رها شوند.

بازگشت امر سرکوب‌شده در نظریه‌ی فروید

۱. امر سرکوب‌شده چیست؟

امر سرکوب‌شده (Repressed) به افکار، احساسات، یا خاطراتی اشاره دارد که به دلیل اضطراب‌زا بودن، از آگاهی فرد دور نگه داشته شده‌اند. اما این محتواها هیچ‌گاه به‌طور کامل حذف نمی‌شوند و در اشکال دیگری مانند رؤیاها، لغزش‌های زبانی، و علائم روان‌نژندی بازمی‌گردند.

فروید معتقد بود که ناخودآگاه همیشه به‌دنبال راهی برای بازگشت امر سرکوب‌شده است، زیرا چیزی که سرکوب شده، در ذهن فرد حل‌نشده باقی می‌ماند. این بازگشت می‌تواند به شکل اضطراب، کابوس، یا حتی تکرار یک رابطه‌ی ناسالم در زندگی واقعی ظاهر شود.

۲. اجبار به تکرار در نظریه‌ی فروید

فروید متوجه شد که بسیاری از بیماران او، بارها و بارها در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرند که تجربه‌های دردناک گذشته‌شان را تکرار می‌کند. این پدیده را او “اجبار به تکرار” (Repetition Compulsion) نامید.

چرا افراد تجربه‌های ناخوشایند را تکرار می‌کنند؟

ناخودآگاه به‌دنبال بازآفرینی گذشته است تا آن را “حل کند”.

روان از روی عادت، الگوهای آشنای قدیمی را بازتولید می‌کند.

برخی از خاطرات سرکوب‌شده در بدن و ناخودآگاه فرد حک شده‌اند و نیاز به تکرار دارند.

ویژگی‌های اجبار به تکرار:

1. ناخودآگاه است: فرد متوجه نمی‌شود که در حال بازتولید همان الگوهای قبلی است.

2. فراتر از اصل لذت است: فرد ممکن است به‌طور مداوم خود را در موقعیت‌های ناراحت‌کننده‌ای قرار دهد که هیچ سود مشخصی برایش ندارند.

3. با امر سرکوب‌شده مرتبط است: تجربه‌ای که فرد در گذشته سرکوب کرده، به‌شکلی ناخودآگاه بازمی‌گردد.

مثال‌های بالینی:

فردی که در کودکی با والدین سرد و بی‌عاطفه‌ای مواجه بوده، ممکن است در بزرگسالی جذب روابطی شود که در آن‌ها مجدداً مورد بی‌توجهی قرار بگیرد.

کسی که در دوران کودکی تجربه‌ی طرد شدن را داشته، ممکن است بارها در روابط خود به‌گونه‌ای رفتار کند که طرد شدن را دوباره تجربه کند.

۳. اجبار به تکرار و غریزه‌ی مرگ

در نظریه‌ی اولیه‌ی فروید، اصل لذت (Pleasure Principle) تعیین می‌کرد که انسان‌ها همواره به‌دنبال کسب لذت و اجتناب از درد هستند. اما فروید در اثر خود “ماورای اصل لذت” (1920) متوجه شد که برخی از افراد، برخلاف انتظار، تجربه‌های دردناک را تکرار می‌کنند.

او این پدیده را به غریزه‌ی مرگ (Thanatos) نسبت داد. به گفته‌ی فروید، روان نه‌تنها به‌دنبال لذت است، بلکه نیرویی ناخودآگاه در آن وجود دارد که فرد را به سمت تکرار آسیب‌های گذشته و حتی نابودی خود سوق می‌دهد.

خوانش لکان از اجبار به تکرار و امر سرکوب‌شده

لکان مفاهیم فروید را بازخوانی کرد و نشان داد که چگونه ساختار زبان و موقعیت سوژه در نظم نمادین، اجبار به تکرار را شکل می‌دهد. او توضیح داد که امر سرکوب‌شده در زبان از بین نمی‌رود، بلکه در شکاف‌های نمادین بازمی‌گردد.

۱. سه سطح روان در نظریه‌ی لکان

لکان روان را به سه سطح تقسیم می‌کند:

1. امر خیالی (Imaginary): حوزه‌ی تصویرها و فانتزی‌ها

2. امر نمادین (Symbolic): حوزه‌ی زبان، قانون، و ساختارهای اجتماعی

3. امر واقعی (Real): چیزی که قابل نمادین شدن نیست و به‌شکل شوک، بحران، یا ترومای ناگهانی ظاهر می‌شود.

امر سرکوب‌شده در سطح نمادین سرکوب می‌شود، اما در سطح امر واقعی بازمی‌گردد. به همین دلیل، فرد ممکن است در لحظات خاصی دچار اضطراب، حملات عصبی، یا حتی کابوس‌هایی شود که بازتاب همان امر سرکوب‌شده هستند.

۲. اجبار به تکرار در نظریه‌ی لکان

لکان مفهوم اجبار به تکرار را به‌گونه‌ای متفاوت از فروید توضیح می‌دهد. او معتقد است که تکرار به‌دلیل یک شکاف در نظم نمادین اتفاق می‌افتد.

دو نوع تکرار در نظریه‌ی لکان:

1. تکرار بازشناسی (Automaton): زمانی که فرد بدون آگاهی، در دام الگوهای قدیمی می‌افتد.

2. مواجهه با امر واقعی (Tuché): لحظه‌ای که فرد ناگهان با چیزی مواجه می‌شود که از کنترلش خارج است. این لحظه اغلب به‌شکل یک بحران روانی بروز می‌کند.

۳. فانتزی، میل، و جایگاه سوژه

لکان توضیح می‌دهد که سوژه‌ی انسانی همیشه در جستجوی چیزی است که هیچ‌گاه به‌طور کامل به‌دست نیاورده است. این میل ناتمام، باعث می‌شود که فرد در چرخه‌ی تکرار گرفتار شود و به‌دنبال چیزی باشد که دست‌نیافتنی است.

مثلاً کسی که در کودکی عشق و توجه کافی دریافت نکرده است، ممکن است در روابط عاطفی بزرگسالی، به‌طور ناخودآگاه جذب افرادی شود که به او بی‌توجهی می‌کنند. این الگو، اجبار به تکرار است که فرد را در یک چرخه‌ی تکراری نگه می دارد. زیرا این تجربه با جایگاه میل او گره خورده است.

چگونه از چرخه‌ی اجبار به تکرار خارج شویم؟

۱. شناخت الگوهای تکراری: اولین قدم این است که فرد متوجه شود که در حال تکرار چه تجربه‌ای است.

۲. مواجهه با امر واقعی: پذیرش اینکه چیزی که در گذشته از دست رفته، هیچ‌گاه به شکلی که سوژه تصور می‌کند، بازنخواهد گشت.

۳. بازتعریف جایگاه میل: فرد باید از جستجوی دست‌نیافتنی فاصله بگیرد و معنای جدیدی برای میل خود بیابد.

روانکاوی در این مسیر کمک می کند، زیرا از طریق تحلیل ناخودآگاه، فرد می‌تواند متوجه شود که چرا درگیر اجبار به تکرار و بازگشت امرسرکوب‌شده شده است.

جمع‌بندی: چرا اجبار به تکرار اتفاق می‌افتد؟

در نظریه‌ی فروید، اجبار به تکرار ناشی از سرکوب و غریزه‌ی مرگ است.

در نظریه‌ی لکان، این پدیده نتیجه‌ی شکاف در ساختار نمادین است.

سوژه در جستجوی چیزی است که هرگز به‌طور کامل در اختیار نداشته است.

شناخت الگوهای تکرار و مواجهه با امر واقعی می‌تواند به فرد کمک کند تا از این چرخه‌ی مخرب خارج شود.

بازگشت امر سرکوب‌شده و اجبار به تکرار، نشان‌دهنده‌ی کارکرد عمیق ناخودآگاه هستند. اگر بتوانیم این الگوها را بشناسیم و تحلیل کنیم، می‌توانیم مسیر جدیدی در زندگی خود ایجاد کنیم و از تکرار اشتباهات گذشته رها شویم.

شروع گفت‌وگو

اگر این متن به تجربه شما نزدیک است، می‌توانید برای هماهنگی جلسه اولیه از طریق تماس یا واتساپ اقدام کنید.