Quality Life — Dr. Golnoosh Ebrahimiدرخواست وقت
کودک، جنگ و آغوش مادر: پناهگاهی روانی در دل بحران

کودک، جنگ و آغوش مادر: پناهگاهی روانی در دل بحران

اطلاعات عمومی۳ دقیقه مطالعه۲۰۲۵-۰۶-۲۳
این نسخه MVP از تصاویر دسته‌بندی به‌عنوان کاور موقت استفاده می‌کند. بعداً کاور اختصاصی هر مقاله در همین مسیر جایگزین می‌شود.

کودک، جنگ و آغوش مادر: پناهگاهی روانی در دل بحران

مقدمه:

جنگ، به‌عنوان یکی از مخرب‌ترین وقایع انسانی، نه‌تنها زیرساخت‌های فیزیکی بلکه بنیادهای روانی جوامع را هدف قرار می‌دهد.

در این میان، کودکان به دلیل وابستگی مطلق به مراقبان و ناپختگی روان، از آسیب‌پذیرترین اقشار هستند.

روانکاوی با تمرکز بر تجربه‌های اولیه زیسته، اهمیت رابطه مادر-کودک را در شکل‌گیری سلامت روانی برجسته کرده است.

۱. ذهن کودک و تجربه جنگ:

بر اساس نظریه کلاین، کودک در ماه‌های اولیه زندگی در وضعیت پارانوئید-اسکیزوئید قرار دارد؛ جایی که اضطراب‌های نابالغ، فانتزی‌های آزاردهنده و دوپاره‌سازی ابژه‌ها رایج‌اند.

صدای آژیر، ترس مادر، تغییر ناگهانی محیط یا مرگ اطرافیان، می‌تواند تجربه‌های اضطرابی کودک را تشدید کند.

جنگ در روان کودک نه‌تنها به‌مثابه خطر بیرونی، بلکه به‌عنوان تهدیدی درونی برای تداوم زیستن درک می‌شود.

۲. نقش مادر به‌مثابه ابژه نگهدارنده:

وینیکات «مادر به‌اندازه کافی خوب» را کسی می‌داند که هیجان‌های خام کودک را تاب می‌آورد، پردازش می‌کند و با تأخیر تنظیم‌شده‌ای به او بازمی‌گرداند.

در دل جنگ، اگر مادر بتواند ولو برای لحظاتی تماس چشمی، آغوش، لالایی یا لمس آرام برقرار کند، همین عناصر می‌توانند کارکرد نگهدارنده داشته باشند و اضطراب کودک را کاهش دهند.

۳. حفظ ریتم‌های زندگی روزمره:

کودکانی که ریتم خواب، تغذیه، بازی و ارتباط‌شان به‌کلی به‌هم می‌ریزد، درک ثبات و امنیت را از دست می‌دهند.

مادر می‌تواند حتی در پناهگاه یا شرایط آوارگی، تلاش کند زمان‌هایی مشخص برای تغذیه، بازی، یا استراحت ایجاد کند. این ریتم‌ها همانند ساختار ایگو عمل کرده و از فروریزی روانی جلوگیری می‌کنند.

۴. بازی و ابراز هیجان:

در نظریه‌های روان‌تحلیلی، بازی راهی است برای ابراز غیرمستقیم تجربه‌های شدید و غیرقابل‌گفتن.

مادر باید فضای بازی آزاد، نقاشی و خلق داستان را برای کودک فراهم کند.

وقتی کودک در بازی‌اش مرگ، فرار، آوارگی یا جنگ را بازنمایی می‌کند، این فرصتی است برای او تا تجربه‌هایش را قابل‌تحمل‌تر سازد.

۵. مراقبت از روان مادر:

مادری که خود دچار اضطراب‌های حل‌نشده، سوگ یا ترومای حل‌نشده است، نمی‌تواند ابژه‌ای نگهدارنده برای کودک باشد.

مادر باید فضای حمایت روانی برای خود نیز فراهم کند؛ خواه از طریق گفت‌وگو، گروه‌های حمایتی، نوشتن یا حتی تنفس آگاهانه.اما مهمترین و اثرگذارترین راه داشتن جلسات روانکاوی است.

نتیجه‌گیری:

کودکان برای حفظ ساخت روانی در دل بحران، نیازمند رابطه‌ای پایدار، آرام، پاسخگو و زنده با مادر هستند.

مادری که بتواند به‌رغم ترس، لحظاتی از حضور روانی را به کودک اختصاص دهد، پایه‌های زیستن را برای کودک حفظ می‌کند.

از مادران در خواست میشود جلسات روانکاوی برای خود تدارک ببینند.

شروع گفت‌وگو

اگر این متن به تجربه شما نزدیک است، می‌توانید برای هماهنگی جلسه اولیه از طریق تماس یا واتساپ اقدام کنید.