Quality Life — Dr. Golnoosh Ebrahimiدرخواست وقت
هیستری از منظر لکان

هیستری از منظر لکان

روانکاوی۵ دقیقه مطالعه۲۰۲۵-۰۲-۱۹
این نسخه MVP از تصاویر دسته‌بندی به‌عنوان کاور موقت استفاده می‌کند. بعداً کاور اختصاصی هر مقاله در همین مسیر جایگزین می‌شود.

از جستجوی ارباب تا پذیرش میل

در روانکاوی، هیستری نه‌تنها یک تشخیص بالینی بلکه یک ساختار روانی محسوب می‌شود که روابط پیچیده‌ای با دیگری بزرگ (Big Other) و گفتمان ارباب (Master’s Discourse) دارد. سوژه‌ی هیستریک، در سطح ناخودآگاه، به‌دنبال یک ارباب است که حقیقت را به او بگوید، اما هم‌زمان او را به چالش می‌کشد. این موقعیت متناقض، هم در سطح فردی و هم در سطح اجتماعی، به شکل‌های گوناگون ظاهر می‌شود.

در روان‌درمانی، بیمار هیستریک معمولاً با شکایت از نارضایتی دائمی، احساس خلا و نامعلوم بودن میل شخصی مراجعه می‌کند. او از قدرت‌ها و قواعد موجود انتقاد می‌کند، اما هم‌زمان به آن‌ها وابسته است. این مقاله به‌صورت تخصصی بررسی می‌کند که چگونه روانکاوی می‌تواند به سوژه‌ی هیستریک کمک کند تا از چرخه‌ی جستجوی ارباب و رد مداوم حقیقت عبور کند.

۱. هیستری به‌عنوان یک ساختار روانی: از فروید تا لکان

۱.۱. فروید: هیستری و سرکوب میل جنسی

فروید اولین کسی بود که هیستری را به‌عنوان یک بیماری روان‌زاد (psychogenic) در نظر گرفت. از نظر او، بیماران هیستریک اغلب:

میل جنسی سرکوب‌شده‌ای دارند که به‌صورت علائم بدنی یا عاطفی ظاهر می‌شود.

در جایگاه قربانی قرار می‌گیرند و به‌طور ناخودآگاه از این موقعیت برای جلب توجه یا کنترل دیگری استفاده می‌کنند.

به‌دنبال حقیقت‌اند، اما از رویارویی با آن وحشت دارند.

۱.۲. لکان: هیستری به‌عنوان یک جایگاه ساختاری

لکان با بازخوانی فروید، هیستری را نه‌فقط یک بیماری، بلکه یک ساختار روانی خاص معرفی کرد. مهم‌ترین ویژگی‌های این ساختار عبارتند از:

1. سوژه‌ی هیستریک نمی‌داند که چه می‌خواهد، اما از وضعیت فعلی ناراضی است.

2. همواره از دیگری (پزشک، درمانگر، استاد، رهبر) می‌پرسد که “من چه هستم؟” اما هیچ پاسخی را به‌عنوان حقیقت نهایی نمی‌پذیرد.

3. او از ارباب می‌خواهد که حقیقت را بگوید، اما وقتی حقیقتی ارائه می‌شود، آن را ناکافی می‌داند.

4. او نمی‌خواهد که جایگزین ارباب شود، بلکه می‌خواهد او را به چالش بکشد و در جایگاه نامتعین باقی بماند.

در اینجا، مسئله‌ی مهم این است که سوژه‌ی هیستریک چگونه در روان‌درمانی با این ساختار مواجه می‌شود و چگونه می‌توان به او کمک کرد تا از این چرخه عبور کند؟

۲. رابطه‌ی بیمار هیستریک با درمانگر: ارباب یا روانکاو؟

۲.۱. انتقال (Transference) در درمان بیماران هیستریک

در فرآیند روان‌درمانی، بیمار هیستریک معمولاً درمانگر را در جایگاه “اربابِ دانا” قرار می‌دهد. این انتقال (Transference) به دو شکل ممکن است ظاهر شود:

الف) درمانگر به‌عنوان “ارباب دانا”

بیمار از درمانگر انتظار دارد که حقیقت نهایی را در مورد ناخودآگاه او فاش کند.

اما وقتی درمانگر پاسخی ارائه می‌دهد، بیمار آن را ناکافی، کلیشه‌ای، یا حتی گمراه‌کننده می‌داند.

این فرآیند بارها و بارها تکرار می‌شود، زیرا سوژه‌ی هیستریک به‌طور ناخودآگاه از پذیرش یک پاسخ نهایی امتناع می‌کند.

ب) درمانگر به‌عنوان “ارباب ناتوان”

بیمار ممکن است درمانگر را نادان، بی‌لیاقت یا غیرقابل‌اعتماد بداند.

ممکن است جلسات درمانی را ترک کند و درمانگر دیگری را جستجو کند تا این چرخه را ادامه دهد.

۲.۲. نقش درمانگر لکانی: عدم اشغال جایگاه ارباب

یک روانکاو لکانی هیچ‌گاه نقش ارباب را نمی‌پذیرد. او تلاش نمی‌کند که حقیقت نهایی را به بیمار ارائه دهد، بلکه:

از روش‌هایی مانند سکوت، تعلیق و پرسش‌های انعکاسی استفاده می‌کند تا بیمار را مجبور کند که با میل خودش مواجه شود.

از درگیر شدن در بازی هیستریکِ “بگو من چه هستم؟” اجتناب می‌کند.

به‌جای ارائه‌ی پاسخ، کاری می‌کند که بیمار خودش حقیقت را کشف کند.

۳. عبور از هیستری: روانکاوی چگونه به بیمار کمک می‌کند؟

۳.۱. تحلیل زبان و دال‌های هیستریک

یکی از مهم‌ترین روش‌های تحلیل بیماران هیستریک، بررسی شیوه‌ی سخن گفتن آن‌ها است. معمولاً:

آن‌ها جملات را به‌صورت سؤال مطرح می‌کنند، اما هیچ پاسخی را نمی‌پذیرند.

از ضمیر “من” کمتر استفاده می‌کنند و بیشتر درباره‌ی دیگری صحبت می‌کنند.

با تناقض‌ها و ابهام‌ها صحبت می‌کنند، طوری که حقیقت در پسِ کلمات پنهان بماند.

درمانگر با تحلیل این الگوهای زبانی، بیمار را متوجه ساختار روانی هیستریک و چگونگی انکار میل خود می‌کند.

۳.۲. فانتزی هیستریک: تحلیل و مواجهه با آن

سوژه‌ی هیستریک معمولاً دارای یک فانتزی بنیادین است که هویت او را شکل می‌دهد. مثلاً:

“من زنی هستم که میلش توسط دیگری انکار شده است.“

“من قربانی جامعه‌ای هستم که مرا نمی‌فهمد.“

در روانکاوی، این فانتزی‌ها تحلیل می‌شوند تا بیمار بفهمد که چگونه خودش در این جایگاه باقی مانده است.

۳.۳. خروج از چرخه‌ی جستجوی ارباب

بیمار متوجه می‌شود که هیچ “دیگری بزرگی” وجود ندارد که حقیقت نهایی را ارائه دهد.

او شروع به پذیرش مسئولیت میل خود می‌کند.

دیگر نیازی ندارد که در نقش قربانی یا معترض دائمی باقی بماند.

۴. نتیجه‌گیری: آیا هیستریک می‌تواند درمان شود؟

سوژه‌ی هیستریک همیشه در یک تعارض باقی می‌ماند: از ارباب درخواست حقیقت دارد، اما هیچ پاسخی را نمی‌پذیرد. در روانکاوی، مسیر عبور از این تعارض شامل مراحل زیر است:

1. پذیرش اینکه هیچ پاسخ نهایی‌ای از دیگری وجود ندارد.

2. درک این نکته که میل او، میل دیگری نیست؛ بلکه میل خودش است.

3. عبور از موقعیت قربانی و ورود به جایگاهی که در آن خودش تصمیم‌گیرنده است.

نهایتاً، روانکاوی به هیستریک کمک می‌کند تا از جستجوی بی‌پایان برای یک ارباب جدید دست بردارد و به‌جای آن، مسئولیت میل و زندگی خود را بپذیرد.

نویسنده : گلنوش ابراهیمی

شروع گفت‌وگو

اگر این متن به تجربه شما نزدیک است، می‌توانید برای هماهنگی جلسه اولیه از طریق تماس یا واتساپ اقدام کنید.