انتخاب فرد اشتباه
برای چی دائم فردی اشتباه را انتخاب میکنیم؟
شاید باورش سخت باشد اما اکثر مراجعین به روانشناس ،پساز مدتی در جلسات این را میبینند که چطور سالها افرادی اشتباه را وارد زندگیشان میکردند.
البته نه به این معنی که بگردند و افرادی نامناسب را انتخاب کنند، بلکه وقتی فردی نامناسب، دارای مشکل شخصیتی و یا آسیبزا در مسیر زندگی عاطفی آنها قرار میگیرد، آسیب را نمیبینند و او را در زندگیشان نگه میدارند.
اما چرا ما افراد نامناسب را در زندگیمان نگه میداریم؟
زیرا بخشی از روان ما که از آن آگاهی نداریم، دچار مشکلاتی است و چیزهایی را میخواهد که ما از آنها آگاهی نداریم اما در بلندمدت به آنها عمل میکنیم.
دیدگاه فروید:
زیگموند فروید معتقد بود ما به ۲ شیوه پارتنر عاطفی خود را انتخاب میکنیم:
خودشیفته وار:
یعنی عاشق کسی شبیه خود امروز یا گذشتگانمان میشویم.
یا عاشق کسی که آرزو داشتیم باشیم اما نشدهایم.
الحاقی:
یعنی علاقهمند به کسی میشویم که شبیه والد جنس مخالف ما است.
برای مثال:
در نوع خود شیفتهوار، مرد وسواسی یا سراغ زنی میرود که مثل خودش وسواسی است و یا سراغ زنی میرود که وابسته و اهمالکار است، زیرا همیشه ناهشیار در حسرت این بوده که بتواند آزادانه زندگی کند و در بنده وسواس نباشد.
در نوع الحاقی، زن، با وجود اینکه پدرش او را محدود میکند و بیاعتماد بوده و کتک میزد، امروز هم همسری پارانوئید و بدبین انتخاب کردهاست.
دیدگاه موری بوئن:
یکی دیگر از کسانی که در مورد انتخاب همسر نظریهای پرکاربرد دارد موری بوئن، نظریهپرداز خانواده درمانی سیستمی است.
بوئن باور داشت افراد با میزان تمایز نایافتگی به هم جذب میشوند.
یا احساس کند باید حتما همه مسائل و اتفاقات روز را به همسرش بگوید، یا فکر میکند صمیمیت یعنی ما چیز پنهانی از هم نداریم.
به بیانی دیگر
افرادی که معتقدند باید خیلی بههم بچسبیم و خیلی از هم خبر داشتهباشیم اما در اصل مرزهای روانشناختی مشخصی با هم نداشته باشیم، بیشتر جذب هم میشوند، زیرا افرادی که مرزهای روانشناختی مشخص دارند بهنظر کسانی که تمایز یافته گی روانی کمی دارند افرادی بیاحساس و خشک و یا افرادی که ممکن است دهد بهنظر میرسند. موری بوئن باور داشت افراد به میزان برابری که مرزهای مشخصی ندارند یا دارند جذب هم میشوند.
دیدگاه جفری یانگ:
جفری مبدع رویکرد طرحواره درمانی هم باور دارد افراد با طرحوارههای مکمل هم، جذب هم میشوند و نامش را جذابیت طرحواره ای گذاشتهاست.
طرحوارهها باورهای هیجانی عمیق ما دربارهی خودمان هستند که در دوران کودکی مادر رابطه ما با مراقبین اولیه ما شکل گرفتهاند، طرحوارهها غیرقابلانعطاف هستند و ما را به خاطرات خاصی میبرند و ما بهخاطر آنها در موقعیتهای خاص دچار احساسهای خاص و وادار به رفتار خاص میشویم.
نکته:
شایانذکر است که این نگاه یانگ، بهشدت متأثر از رویکرد روابط و ابژه کلاین و فر برن است.
مثال جذابیت طرحواره ای:
مثلاً کسی که طرحواره محرومیت هیجانی دارد، یعنی به اندازهی کافی در گذشته عشق و همدلی از والدینش دریافت نکرده و عمیقاً باور ندارد که فرد دوستداشتنی است جذب فردی با طرحواره بازداری هیجانی میشود، یعنی کسی که ابراز و تجربه احساسات را ضعفی یا بچگی میداند و یا دائم درحال سرکوب احساساتش است.
و یا مثلاً کسی که دچار طرحواره رها شدگی است به این معنی که در گذشته والدینش در دسترس نبودهاند، مردهاند یا او را و یکدیگر را ترک کردهاند حالا ممکن است در رابطه با کسی باقیمانده باشد که بارها به او خیانت کرده و یا از لحاظ جغرافیایی و یا عاطفی و ابراز عواطف دور است.
برای همین است که میگویند
قبلاز انتخاب یابرای ازدواج رواندرمانی بگیرید یا حداقل حداقل به مشاوره پیشاز ازدواج مراجعه کنید!!!!!!!!!!
شروع گفتوگو
اگر این متن به تجربه شما نزدیک است، میتوانید برای هماهنگی جلسه اولیه از طریق تماس یا واتساپ اقدام کنید.

