خودآگاه کردن ناخودآگاه
خودآگاه کردن ناخودآگاه
در روان درمانی تحلیلی یکی از کمک های ما به بیمارانمان ،خودآگاه کردن ناخودآگاه است.
این اندیشه پایه و اساس اولین نظریه اثربخشی درمانی فروید بود.
با استناد به کار بالینی اش چنین فرض کرد که در برخی بیماران علائم بیماری به دلیل افکار و احساساتی که در دسترس خودآگاه نیستند اما بر کارکرد خودآگاه اثر آسیب شناختی میگذارند، ظاهر می شوند.
نظر فروید این بود که بسیاری از این افکار در حقیقت خاطره هستند و بدین سان جمله معروف خود را گفت که ((این بیماران عمدتاً از یادآوری آن رنج میبرند)).
اگرچه فرود ابتدا برای آوردن این خاطرات به ظاهر فراموش شده به خدودآگاه از هیپنوتیزم استفاده میکرد، اما خیلی زود و بیمارانش متوجه شدند که فقط صحبت کردن آزادانه، افکار احساسات ناخودآگاه را به ساعت می آورد.
از آن زمان تاکنون، نظرات موجود در مورد اثربخشی درمانی پیچیده تر شدند.
با این وجود این نظرات بنیادین همچنان اصول اصلی روان درمانی تحلیلی هستند و عبارتند از:
افکار و احساساتی که خارج از آگاهی هستند میتوانند انسانها را برانگیزاند و آنها اثرگذار باشند.
و اغلب منجر به شیوه های عادت شده اما ناسازگارانه تفکر و رفتار می شوند.
و آگاه شدن از این افکار و احساسات می تواند اثر درمانی داشته باشد.
چطور آگاه شدن از افکار و احساسات ناخودآگاه می تواند شفا بخش باشد؟
به شیوه های مختلف می توان این امر را متصور شد:
۱)نیشتر زدن به دمل:
یک نظر این است که افکار و احساسات منزوی شده میتوانند مضر باشند و رها کردن شان می تواند پالاینده روان باشد.
تشبیه آن در پزشکی مانند دملی پر از چرک است که حتی اگر زیر پوست هم پنهان شده باشد، همچنان باعث درد می شود. همانطور که دمل نیاز به نیشتر و پاکسازی دارد ،در این نظریه نیز اعتقاد بر این است که احساسات دور افتاده باید رها شوند.
این امر اغلب تخیلی هیجانی نامیده میشود و به شکل نظریه مهم در روان درمانی تحلیلی باقی مانده است.
۲)جلوگیری از تکثیر در تاریکی:
فروید می گوید اگر از طریق صحبت کردن یک عنصر ناخودآگاه به خودآگاه آورده نشود “در تاریکی تکثیر” پیدا میکند، به این معنا که در ابعاد عظیم و نامتناسب رشد خواهد کرد.
همه ما این تجربه را داریم که وقتی در مورد موضوع ترسناک صحبت می کنیم کمتر از آن میترسیم.
از این دیدگاه صحبت کردن در مورد یک موضوع مثل روشن کردن چراغ در اتاق خواب دیدن این است که آن لولو خُرخُره ترسناک گوشه اتاق در واقع کلاهی روی صندلی است.
۳)شناخت بهتر خود به اتخاذ تصمیمهای بهتر کمک میکند:
اگر نیروهایی که بر افکار احساسات و رفتار ما حاکم هستند ناخداگاه باشند،ما قادر به کنترل آنها نخواهیم بود.
آنها تصمیمگیری هایمان را هدایت میکنند، باعث اضطراب میشوند و تولید احساسات می کنند.
پس می توان گفت که افزایش آگاهی از این نیروهای ناخودآگاه میتواند با دادن کنترل خودآگاه بیشتر افراد و نحوه اداره زندگیشان ،برای مثال نحوه تصمیم گیری، تفکر در مورد خود و رابطه با دیگران ،به ایشان کمک کند.
توضیح این مفهوم به بیماران میتوانند شیوهای بسیار موثر و قدرتمند برای کمک به درک این درمان و نیروی بالقوه شفابخش آن باشد.
منبع: کتاب روان درمانی تحلیلی راهنمای بالینی
نویسنده کابانیس ، چری ،داگلاس ،شوارتز
شروع گفتوگو
اگر این متن به تجربه شما نزدیک است، میتوانید برای هماهنگی جلسه اولیه از طریق تماس یا واتساپ اقدام کنید.

