باز فعال سازی رشد
نظریه دیگر اثربخشی درمانی در روان درمانی تحلیلی این است که درمان رشد ذهنی و عاطفی را به منظور تحقق رویشی نو و سالم تر باز فعال می سازد.
یک تشبیه خوب برای این مدل، تنیس بازی است که به خاطر ضعف در سرو قادر به پیشرفت در بازی نیست. یک مربی جدید مشکل را تشخیص می دهد، به او کمک می کند که سرو قدیمی را از “یاد ببرد” و به او تکنیکی جدید می آموزد. اکنون با سرو جدید و قوی تر بازیش بهبود پیدا میکند. به همین طریق، ممکن است که فرد به دلیل کارکرد مسئله داری که نتیجه آزار و اذیت یا بی توجهی در کودکی در ترکیب با خلق و خو و وضعیت ژنتیکی منحصربهفردش باشد ،در پیشرفت در زندگی بزرگسالی اش با مشکل مواجه شود.
درمانگر مانند یک مربی می تواند فرصتی برای رشد و ایجاد کارکردهای سالم تر را در متن رابطه جدید با درمانگر فراهم کند. حوزه هایی که در آن رویشی نو می تواند اتفاق بیفتد، برای مثال عبارتند از رشد در:
– روش های جدید تفکر در مورد خود و تنظیم از عزت نفس
-روشهای جدید برای ارتباط برقرار کردن با دیگران
– مکانیسم های مقابله ای انعطاف پذیرتر و سازگارتر
– بهبود کارکرد شناختی
برای مثال اگر شخصی که باور ندارد کسی از او مراقبت خواهد کرد، متوجه شود که درمانگرش مراقبه است، ما فرض می گیریم که این آگاهی موجب باز فعال سازی رشد در زمینه تنظیم عزت نفس و ظرفیت برقراری ارتباط با دیگران میشود و به نوبه خود رویشی نو و سالم تر را ممکن میسازد.
بیان این ترجمه در قالب کلمات به برخی بیماران کمک میکند تا نه تنها از مشکل خود و دلایل احتمالی آن آگاه شوند، بلکه همچنین دریابد که رابطه درمانی چگونه در ایجاد الگوهای جدید تفکر و احساس به آنها کمک میکند.
در مورد برخی دیگر از بیماران ممکن است این فرایند بیشتر تجربی و کمتر به صورت کلامی و صریح صورت بگیرد.
امروز ما حتی درک مکانیسم های نوروبیولوژیکالی را شروع نموده ایم که روان درمانی به واسطه آنها می تواند رشد را باز فعال کند.
پیشرفت در علم عصب شناختی نشان می دهد که تجربیات اولیه می تواند منجر به تغییرات نورولوژیک پایداری شود که تحت شرایط معین قابل برگشت هستند.
برای مثال در مدلهای حیوانی تفاوت در مراقبت مادری میتواند متیلاسیون هیستون، پروتئین هایی که اطراف آنها دی ان ای (DNA) یک سلول پیچیده شده است را تحت تاثیر قرار دهند.
متیلاسیون ساختار هیستون را تغییر میدهد و بر قسمت هایی از DNA که برای نسخه برداری آماده هستند، تاثیر می گذارد.
به این طریق، مراقبت مادری و نسخه برداری ژن بدون تغییر دادن خود ژنوم تاثیر گذار است.
به این تغییر، تغییر “اپی ژنتیک” گفته میشود.
با اینکه این تغییرات می تواند برای همه عمر بر نسخه برداری ژن تاثیر بگذارد، اما تحقیقات نشان دادند که این امر در بچههای جوندگانی که ابتدا به وسیله مادران بی توجه و سپس توسط مادران مراقب بزرگ شدند قابل برگشت بود.
تغییرات اپی ژنتیک در واکنش به از دست دادن زودهنگام والدین یا محرومیت عاطفی حتی میتوانند در بخش های مشخصی از مغز مانند آمیگدالا تجمع یابد. خوشبختان مغز عضوی قابل انعطاف است که به طور مداوم به وسیله تجربیات ما در طول زندگی ساخته و بازسازی می شود. دلیل کافی در اختیار داریم که انتظار داشته باشیم این امر شامل تجربه روان درمانی هم بشود.
تصویربرداری های عصب شناختی به طور فزایندهای تغییرات قابل اندازه گیری در کارکرد مغز پس از مداخله روان درمانی را نشان میدهند. دانشمندان حتی معتقد هستند که روان درمانی می تواند موجب تغییرات اپی ژنتیک در ذهنها شود بهطوریکه شیمی مدار بندی عصب های مغز را تغییر داده و در نتیجه موجب ارتباط سیناپتیک جدید شود. لذا به معنای واقعی کلمه درمان میتواند به میزانی که درمانگر شرایطی را جهت ایجاد انعطاف پذیری عصبی و تغییراتی در مدار های عصبی مهیا ساخته و تقویت می کند،موفق باشد.
منبع: روان درمانی تحلیلی
نویسنده: کابانیس، چری ، داگلاس ، شوارتز
شروع گفتوگو
اگر این متن به تجربه شما نزدیک است، میتوانید برای هماهنگی جلسه اولیه از طریق تماس یا واتساپ اقدام کنید.

