Quality Life — Dr. Golnoosh Ebrahimiدرخواست وقت
بررسی اجمالی روانکاوی و اهداف عملکرد تحلیل

بررسی اجمالی روانکاوی و اهداف عملکرد تحلیل

اطلاعات عمومی۵ دقیقه مطالعه۲۰۲۰-۰۵-۱۲
این نسخه MVP از تصاویر دسته‌بندی به‌عنوان کاور موقت استفاده می‌کند. بعداً کاور اختصاصی هر مقاله در همین مسیر جایگزین می‌شود.

در این مقاله سعی برا این دارم به سوالاتی اساسی درباره روانکاوی پاسخ دهیم
روانکاوی چیست؟ هدفش چیست؟ چه تکنیک هایی دارد؟
با ما همراه باشید.

رویکرد سایکوداینامیک

فروید در سال ۱۸۹۴ روان تحلیلی را اختراع کرد که عبارت بود از سیستمی برای تشخیص و درمان اختلالات روانی. به اعتقاد فروید مشکلات بیماران ، از تجربه های کودکی ریشه می گیرند و به این نتیجه رسید که تلاش برای تغییر دادن رفتارهای کنونی کافی نیست و در عوض برای رسیدن به درمان قطعی و دائم، باید علل عمیق‌تر و پنهان مشکلات شخصیت کلاً از ریشه در بیایند و ریشه کن شوند. مناقشات یا تعارض های درون ذهن از بین نمی روند، بلکه به ناهوشیار یا ضمیر ناخودآگاه واپس رانی می‌شوند. ذهن انسان مثل میدان جنگ بین قوای سه‌گانه است : اید ID ، ایگو EGO ، سوپرایگو SUPER EGO .
امروزه هر گونه تلاش برای درمان اختلالات روانی که بر اساس مفهوم ناهشیار قرار داشته باشد ،فرقی نمی کند بر اساس توضیحات فروید یا بر اساس روان تحلیل گران بعد از او روان درمانی سایکوداینامیک (Psychodynamic Therapy ) یا روان پویایی نامیده می شود.

زیگموند فروید

هدف بسیاری از رویکردهای روان تحلیلی این است که کشمکش ها یا تعارض های ناخودآگاه را که می‌توانند باعث ناراحتی های روانی شوند کشف کنند ، یعنی ناهشیار به هوشیاری تبدیل شود یا به عبارتی موضوعات واپس رانده به داخل ضمیر ناخودآگاه به ضمیر خودآگاه آورده شود .
طبق اکثر رویکردهای سایکوداینامیک، تعارض‌های ناخودآگاه در کودکی ایجاد می‌شوند و بخشی از فرآیند روان درمانی به شناسایی آن دسته از رویدادهای زندگی که احتمالاً علت به وجود آمدن تعارض‌های ناخودآگاه هستند ،اختصاص می یابد. بعد از شناسایی رویدادهای مهم در مراحل رشدی زندگی و تعارض های ناخودآگاه ،درمانگر به درمانجو کمک می‌کند تا وجود تعارض ها را بپذیرد و آنها را به سطح خود آگاه بیاورد . همچنین درمانگر با درمانجو همکاری می کند، تا برای تغییر رفتار خود روشهای طراحی کند .
همانطور که گفتیم یکی از انواع مهم روان درمانی با رویکرد سایکو داینامیک، روانکاوی یا روان تحلیلی است که بر اساس نظریه های زیگموند فروید انجام می گیرد.
هدف از روانکاوی این است که تعارض های ناخودآگاه را به ضمیر خودآگاه بیاورد ،به درمانجو کمک کند تا علت اصلی تعارض ها را متوجه شود ،شاید با شناسایی تجربه های گذشته یا بحث درباره روابطی که با افراد مهم زندگی خود داشته است .
همچنین احساس را در او به وجود آورد که می‌تواند بر رفتار ،احساسات و نگرش های خود مسلط شود .

روانکاوی برای رسیدن به این اهداف از چند تکنیک استفاده می کند:

۱) تداعی آزاد Free Association

که در آن درمانجویان تشویق می شوند تا همه افکار احساسات و تصاویری را که به ذهنشان می رسد بر زبان بیاورند. پروسه تداعی آزاد برای این است که هرگونه کشمکش یا تعارض ناخودآگاه یا هرگونه تداعی بین افکار و احساسات به سطح خودآگاه بیاید.

۲) تفسیر انتقال Transference

روانکاوان معتقدند که درمانجو نسبت به درمانگر همان احساساتی را بروز می‌دهد یا همان رفتاری را انجام می‌دهد که ممکن بود در مقابل فردی مهم در زندگی خود نشان دهد، چه در زمان حال چه در زمان گذشته، این جا به جا کردن احساسات انتقال نامیده می‌شود. تفسیرکردن انتقال به درمانجویان اجازه می‌دهد تا با برون ریزی احساسات و عقده‌هایی که نسبت به آن فرد دارند، احساسات خود را بشناسند و از آن آگاه شوند.

۳) تحلیل رویا Dream Analysis

فروید اعتقاد داشت که کشمکش های ناخودآگاه اغلب به صورت نماد و سمبل در رویا ها نشان داده می شوند، تحلیل رویا و سیله های مهم برای سنجش باورها و کشمکش‌های ناخودآگاه است. فروید معتقد بود که درخواب واپس رانی و سایر مکانیزم های دفاعی از کار می افتند و به این ترتیب تحلیل رویاهای درمانجو می‌تواند به کشف غرایز، نیازها و آرزوهای فرد کمک کند.

۴) تفسیر مقاومت Resistance analysis

افراد زمانی مقاومت نشان می دهند که، به هنگام تداعی آزاد با یک مانع مواجه شوند یا موضوع صحبت را عوض می‌کنند تا از بحث‌های احتمالاً ناراحت کننده اجتناب کنند. روانکاوان در تمام مدت به دنبال کشف مقاومت هستند که معمولاً ناخودآگاه است و ممکن است آن را به روی درمانجو بیاورند و تفسیرش کنند.

۵)کاتارسیس یا تخلیه هیجانی Catharsis

روانکاوان بر این باورند که اگر درمانجویان می‌خواهند کشمکش‌های درونی خود را حل و فصل کنند و بر مشکلات پیروز شوند، باید کاتارسیس را تجربه کنند. کاتارسیس از ریشه یونانی و به معنای تصفیه و پاکسازی است و در روانکاوی به معنای تجربه مجدد احساسات واپس رانده است. کاتارسیس هیجانی باید به همراه بینش باشد ،تا در روان درمانی پیشرفت حاصل آیند.

۶) ورکینگ ترو Working Through

یک جلسه تفسیر که تداعی آزاد، مقاومت رویا ،انتقال و کاتارسیس دارد، به تنهایی نمی تواند شخص را تغییر دهد. برای اینکه فرد به بینش و بصیرت برسد، به صورت عمیق و پایدار، لازم است که درمانجو و درمانگر بعضی مسائل را بارها و بارها در جلسات متعدد بررسی و بررسی مجدد کنند و هر بار با شفافیت و وضوح بیشتر این کار را انجام بدهند.

۷)تفسیر اعمال Analysis of actions

بعضی کارهای بیماران را میتوان مورد تفسیر قرار داد تا انگیزه های ناخودآگاه آنها کشف شود. این کارها یا اعمال به دو گروه تقسیم میشوند:
کارهای ناقص یا معیوب Faylty actions

الف)در واقع لغزش های فرویدی هستند که میتوانند افکار یا نیات واقعی افراد را برملا سازند. یک گروه آن “اشتباهات لپی است”.
اشتباهات قلمی، فراموش کردن،گم کردن اشیا

ب)سرنخ ها یا علائم فیزیولوژیک که شامل سرخ یا سفید شدن ، تغییرات صدا هستند

نکته:

Working Through
ورکینگ ترو به معنای کار کردن روی مشکل و بیرون آمدن موفقیت‌آمیز از آن است.

منبع آسیب شناسی روانی برمبنای DSM5

شروع گفت‌وگو

اگر این متن به تجربه شما نزدیک است، می‌توانید برای هماهنگی جلسه اولیه از طریق تماس یا واتساپ اقدام کنید.