Quality Life — Dr. Golnoosh Ebrahimiدرخواست وقت
جنگ

جنگ

سوگ و فقدان۴ دقیقه مطالعه۲۰۲۴-۱۰-۲۶
این نسخه MVP از تصاویر دسته‌بندی به‌عنوان کاور موقت استفاده می‌کند. بعداً کاور اختصاصی هر مقاله در همین مسیر جایگزین می‌شود.

از منظر روانکاوی، جنگ پدیده‌ای پیچیده و چندلایه است که به تعامل نیروهای ناخودآگاه، غریزی، و اجتماعی انسان‌ها بازمی‌گردد.

روانکاوان معتقدند که جنگ نه تنها پاسخی به تنش‌ها و تضادهای اجتماعی است، بلکه می‌تواند ریشه در غرایز و نیروهای ناخودآگاه انسان داشته باشد. این دیدگاه را می‌توان با بررسی نظریات فروید و همچنین دیدگاه‌های پسافرویدی مانند کارن هورنای، اریک فروم و ملانی کلاین بهتر فهمید.

۱. نظریه فروید درباره غرایز زندگی و مرگ

فروید باور داشت که رفتار انسان‌ها در سطح ناخودآگاه به وسیلهٔ دو نیروی اصلی شکل می‌گیرد: غریزه زندگی (اریس) و غریزه مرگ (تاناتوس). او معتقد بود که این دو غریزه همیشه در حال تضاد و تعارض هستند. غریزه زندگی (اریس) به سازندگی، عشق و حفظ بقا تمایل دارد، در حالی که غریزه مرگ (تاناتوس) تمایل به تخریب، خشونت و نابودی دارد.

از دیدگاه فروید، جنگ به عنوان بروز غریزه مرگ در سطح اجتماعی تلقی می‌شود. او بر این باور بود که انسان‌ها در درون خود تمایل به نابودی دارند، اما این تمایل معمولاً در زندگی روزمره سرکوب می‌شود. با این حال، در شرایط خاصی مثل جنگ، این غریزه مرگ می‌تواند به‌طور جمعی فعال شود و منجر به تخریب و کشتار گردد.

۲. مفهوم «فروپاشی نقاب تمدن»

در روانکاوی فرویدی، تمدن به عنوان سازوکاری برای سرکوب و کنترل غرایز اولیه انسان‌ها معرفی می‌شود. از نگاه فروید، تمدن برای حفظ صلح و امنیت اجتماعی، غرایز خشونت‌آمیز و پرخاشگری را سرکوب می‌کند. اما در شرایطی مثل جنگ، این سرکوب شکسته می‌شود و نقاب تمدن کنار می‌رود، و انسان‌ها به غرایز اولیه خود بازمی‌گردند.

در این دیدگاه، جنگ زمانی رخ می‌دهد که نقاب تمدن نمی‌تواند نیازهای عمیق و ناخودآگاه را کنترل کند و در نتیجه، غرایز اولیه مثل پرخاشگری و تخریب آزاد می‌شوند.

۳. نظریات ملانی کلاین و مفهوم «حسادت و پرخاشگری»

ملانی کلاین، یکی از روانکاوان برجسته پسافرویدی، باور داشت که پرخاشگری بخشی از مراحل اولیه رشد انسان است. او به این نتیجه رسید که کودکان در دوران اولیه زندگی خود حسادت و پرخاشگری را به عنوان بخشی از فرایند روانی تجربه می‌کنند.

کلاین معتقد بود که این حسادت و پرخاشگری در ذهن ناخودآگاه باقی می‌ماند و در شرایط خاصی، مانند جنگ، به سطح می‌آید. از این دیدگاه، جنگ می‌تواند نتیجه پرخاشگری‌های سرکوب‌شده باشد که در ذهن ناخودآگاه انسان‌ها انباشته شده‌اند و در شرایط بحران از طریق خشونت جمعی بروز می‌یابند.

۴. نظریه اریک فروم درباره فرار از آزادی و خشونت

اریک فروم، روانکاو و جامعه‌شناس، مفهوم «فرار از آزادی» را به عنوان یکی از دلایل جنگ و خشونت مطرح کرد. او معتقد بود که انسان‌ها در مواجهه با آزادی مطلق احساس ناامنی و ترس می‌کنند. در نتیجه، ممکن است به دنباله‌روی از قدرت‌های مستبد و ایدئولوژی‌های خشونت‌آمیز روی بیاورند تا از مسئولیت‌های فردی خود فرار کنند.

از دیدگاه فروم، جنگ به نوعی پاسخی به نیاز انسان‌ها برای فرار از آزادی و پذیرش قدرت‌های بزرگ‌تر است. این قدرت‌ها می‌توانند به انسان‌ها هویتی مصنوعی ببخشند و احساس تعلق و امنیت ایجاد کنند، حتی اگر به قیمت شرکت در خشونت و جنگ باشد.

۵. دیدگاه کارن هورنای درباره نیاز به امنیت

کارن هورنای، روانکاو دیگر پسافرویدی، به این باور رسید که جنگ نتیجه نوعی نیاز عمیق به امنیت و حمایت است. او معتقد بود که انسان‌ها از کودکی با نوعی احساس اضطراب اساسی به دنیا می‌آیند و به دنبال راه‌هایی برای کاهش این اضطراب هستند. در شرایطی که افراد در زندگی روزمره با احساس ناامنی و اضطراب روبه‌رو می‌شوند، ممکن است جنگ و خشونت را به عنوان راهی برای یافتن هویت و امنیت در یک گروه بزرگ‌تر و هدف‌مند ببینند.

۶. نظریه فروید دربارهٔ «عقدهٔ پدرسالارانه» و جنگ

فروید همچنین جنگ‌ها را به عنوان تجلی نمادین عقده‌های روانی مرتبط با پدرسالاری و سلسله‌مراتب می‌دانست. او باور داشت که تمایل به پیروی از رهبران قوی و مستبد از ساختارهای روانی انسان‌ها ناشی می‌شود که در آن‌ها به دنبال «پدر قدرتمند» هستند. جنگ‌ها اغلب تحت رهبری چنین افرادی شکل می‌گیرند و انسان‌ها ممکن است به دلیل احساسات ناخودآگاه به پیروی از این رهبران تن دهند.

جمع‌بندی

روانکاوی، جنگ را به عنوان پدیده‌ای چندلایه و پیچیده می‌بیند که ریشه در غرایز، احساسات ناخودآگاه، و نیازهای روانی انسان دارد.

جنگ از دیدگاه روانکاوی نه تنها پاسخ به تنش‌های اجتماعی و سیاسی است، بلکه نتیجه تمایلات و نیازهای ناخودآگاه انسان به تخریب، تعلق، امنیت و پیروی از قدرت‌های بزرگ‌تر نیز هست.

این دیدگاه‌ها نشان می‌دهند که جنگ می‌تواند به عنوان نتیجه تعامل بین ناخودآگاه فردی و اجتماعی در نظر گرفته شود، و به انسان‌ها اجازه می‌دهد که بخشی از غرایز و تمایلات سرکوب‌شده خود را در شرایط خاص بروز دهند.

نویسنده : گلنوش ابراهیمی

شروع گفت‌وگو

اگر این متن به تجربه شما نزدیک است، می‌توانید برای هماهنگی جلسه اولیه از طریق تماس یا واتساپ اقدام کنید.