فقدان : زندگی در سایهِ نبودن و نقش روانشناختی آن در ساختار ذهن
فقدان و نقش روانشناختی آن در ساختار ذهن مقدمه فقدان، یکی از بنیادیترین و دردناکترین تجربههای انسانی است. با این حال، روانکاوی از ابتدا به ما آموخته که فقدان نه فقط ی…
مقالات مربوط به سوگ، فقدان، جدایی و تجربه خلأ.

فقدان و نقش روانشناختی آن در ساختار ذهن مقدمه فقدان، یکی از بنیادیترین و دردناکترین تجربههای انسانی است. با این حال، روانکاوی از ابتدا به ما آموخته که فقدان نه فقط ی…

در سوگ، فرد ابژهی عشق را از دست داده، اما میتواند فقدان آن را در سطح نمادین به رسمیت بشناسد. یعنی او میپذیرد که ابژه دیگر وجود ندارد و جایگاه خود را در ساختار اجتماعی…

در این مقاله، فروید به بررسی فرآیندهای روانی مرتبط با از دست دادن (خواه از دست دادن یک عزیز، یک چیز،ایده، یا موقعیت) میپردازد و تفاوت میان دو وضعیت عزا و مالیخولیا را ب…

روانکاوان معتقدند که جنگ نه تنها پاسخی به تنشها و تضادهای اجتماعی است، بلکه میتواند ریشه در غرایز و نیروهای ناخودآگاه انسان داشته باشد

تا پیش از این، فروید بیشتر بر اصل لذت تأکید داشت، اصلی که بیان میکند انسانها به طور طبیعی به دنبال کسب لذت و اجتناب از درد و ناراحتی هستند.

ما که میل نداریم با زندگی روبه رو شویم همه عمر خود را در انکار و فرار از محدودیتها و پایان ها میگذرانیم.

سوگواری یک جنبه ضروری از رشد روانی و معنوی در افراد، سازمانها و ملتها است.آشناترین حالت سوگواری، اندوه برای مطلوب ازدسترفته است.با به رسمیت شناختن مطلوب ازدسترفته، ف…