Quality Life — Dr. Golnoosh Ebrahimiدرخواست وقت
سوگ

سوگ

سوگ و فقدان۴ دقیقه مطالعه۲۰۲۴-۱۲-۰۱
این نسخه MVP از تصاویر دسته‌بندی به‌عنوان کاور موقت استفاده می‌کند. بعداً کاور اختصاصی هر مقاله در همین مسیر جایگزین می‌شود.

مقاله {Mourning and Melancholia } “عزا/ماتم و مالیخولیا” زیگموند فروید یکی از برجسته‌ترین و تأثیرگذارترین متون در تاریخ روان‌تحلیل‌گری است. در این مقاله، فروید به بررسی فرآیندهای روانی مرتبط با از دست دادن (خواه از دست دادن یک عزیز، یک چیز،ایده، یا موقعیت) می‌پردازد و تفاوت میان دو وضعیت عزا و مالیخولیا را به شکلی عمیق‌تر تحلیل می‌کند. منظور هر نوع فقدان و از دست دادن است ، در ادامه، توضیحات بیشتری درباره مقاله ارائه می‌شود:

1. ماهیت سوگ

عزا یا سوگ یک واکنش طبیعی به از دست دادن است که در آن فرد:

آگاهانه فقدان را تجربه می‌کند: می‌داند چه چیزی یا چه کسی را از دست داده است.

به تدریج و با گذر زمان، انرژی روانی (لیبیدو) متصل به شیء از دست رفته را آزاد می‌کند.

این فرآیند ممکن است دردناک باشد، اما در نهایت فرد به حالت عاطفی سالم بازمی‌گردد.

فرآیند سوگ :

فرد به تدریج واقعیت فقدان را می‌پذیرد.

با مرور خاطرات و پیوندهایی که با شیء از دست رفته داشته، این پیوندها را قطع می‌کند.

در نهایت، روان به سمت شیء یا افراد جدید سوق داده می‌شود.

2. ماهیت مالیخولیا / ملانکولیا

مالیخولیا نیز از دست دادن را شامل می‌شود، اما در سطح ناخودآگاه عمل می‌کند. این وضعیت زمانی رخ می‌دهد که:

فرد ممکن است به طور کامل از آنچه از دست داده آگاه نباشد.

احساسات متناقضی از عشق و نفرت نسبت به شیء از دست رفته وجود دارد.

این احساسات به جای ابراز به سمت شیء، به درون خود فرد برگردانده می‌شود و به صورت عزت‌نفس پایین و احساس گناه شدید ظاهر می‌گردد.

ویژگی‌های مالیخولیا:

عزت‌نفس پایین: فرد دچار خودانتقادی شدید می‌شود و خود را به خاطر از دست دادن مقصر می‌داند.

احساس گناه: این گناه ممکن است ریشه در احساسات سرکوب‌شده نسبت به شیء از دست رفته داشته باشد.

افسردگی شدید: مالیخولیا اغلب با علائم افسردگی بالینی، از جمله بی‌حوصلگی، کاهش علاقه به زندگی، و حتی افکار خودکشی همراه است.

3. مقایسه سوگ و مالیخولیا

سوگ : کاملا آگاه از فقدان ، تغییر در عزت نفس به صورت حفظ یا بازگشت به عزت نفس طبیعی ، از نظر زمان معمولا موقتی و بهبود پذیر ، احساس گناه معمولا وجود ندارد.

ملانکولیا : اغلب نا آگاه ، کاهش شدید عزت نفس ، ممکن است مزمن و بیمارگون باشد ، احساس گناه بسیار قوی و فراگیر است.

4. مفهوم لیبیدو و پیوندهای روانی

فروید مفهوم لیبیدو (انرژی روانی مرتبط با عشق و ارتباط) را در این مقاله بررسی می‌کند. در عزا، لیبیدو به تدریج از شیء از دست رفته جدا می‌شود و به سمت شیء یا افراد جدید هدایت می‌شود. اما در مالیخولیا، این فرآیند قطع می‌شود و لیبیدو به درون خود فرد برمی‌گردد، که نتیجه آن خودانتقادی و سرزنش است.

5. ابعاد بالینی و اجتماعی مقاله

فروید با این مقاله پایه‌ای برای درک اختلالات افسردگی و ناراحتی‌های روانی فراهم کرد. او نشان داد که احساس گناه و خودسرزنشی که در مالیخولیا دیده می‌شود، می‌تواند ریشه در تنش‌های سرکوب‌شده داشته باشد. این مفهوم بعدها در روان‌درمانی و درمان افسردگی مورد استفاده قرار گرفت.

6. کاربردهای مفهومی

1. درمان افسردگی: فروید این ایده را مطرح کرد که درمان باید به فرد کمک کند تا رابطه خود با شیء از دست رفته را شناسایی و پردازش کند. در روانکاوی با بررسی ابژه های از دست رفته و تاثیر آن بر آنالیزان این مهم حاصل میگردد.

2. تأثیر در فرهنگ و هنر: مفاهیم مطرح‌شده در این مقاله در تحلیل آثار ادبی، هنری و فرهنگی که به موضوع فقدان و سوگ می‌پردازند، کاربرد گسترده‌ای دارد.

3. رویکردهای فلسفی: ایده‌های فروید درباره سوگ و افسردگی به ویژه در تفکر اگزیستانسیالیسم و پست‌مدرنیسم مورد بحث قرار گرفته است.

نتیجه‌گیری

مقاله “ماتم و مالیخولیا” نه‌تنها در زمینه روان‌تحلیل‌گری اهمیت زیادی دارد، بلکه تأثیر عمیقی بر حوزه‌های فلسفه، جامعه‌شناسی و هنر گذاشته است. فروید با تحلیل پیچیدگی‌های روان انسان در این دو وضعیت، راه را برای درک عمیق‌تر از روان و اختلالات مرتبط با فقدان هموار کرد.

نویسنده : گلنوش ابراهیمی

شروع گفت‌وگو

اگر این متن به تجربه شما نزدیک است، می‌توانید برای هماهنگی جلسه اولیه از طریق تماس یا واتساپ اقدام کنید.